
گفتوگو با یک پژوهشگر حوزه شهرسازی، درباره اهمیت هویت شهری و جایگاه آن در بهبود سبک زندگی شهروندان
علیرضا کاردار/ روزنامه خراسان ؛ روزگاری وقتی تصویر گوشهای از یک شهر را میدیدیم، میتوانستیم حدس بزنیم مربوط به کدام شهر است. شهرها هویت داشتند؛ بهخصوص بافت تاریخی که چیزی شبیه حافظه شهر محسوب میشود و بدون توجه و زنده کردن آن، انگار شهرها درگیر فراموشی هستند و هر روز به شکلی درمیآیند. حال و هوای شهر هم که روی شهروندان اثر میگذارد؛ طوریکه گاهی چون نمیدانند جایی که زندگی میکنند چطور بوده، پس نمیدانند ابعاد مختلف زندگی امروزشان چگونه باید باشد و عجیب نیست گوشهگوشه شهرها پر شده از ساختمانهای بدقیافهای که خودشان را به شهر و شهروندان تحمیل میکنند. در جستوجوی چرایی این موضوع و ابعاد آن سراغ یک کارشناس حوزه شهرسازی رفتیم که دغدغههای مهمی در زمینه هویت شهری و بهویژه بافت تاریخی شهرها دارد. سروش باغبان فردوس، مهندسی اهل مشهد است که دل در گرو شهرها دارد. او در سال ۸۴ در رشته شهرسازی در مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی به تحصیل پرداخت. سپس در ایتالیا در زمینه طراحی سیاست شهری ادامه تحصیل داد و هم اکنون دانشجوی دکترای برنامهریزی شهری است. آقای باغبان با سالها سابقه در حوزه پروژههای اجرایی، طرحهای پژوهشی، فعالیتهای داوطلبانه و تدریس، اکنون به عنوان متخصص شهری فعال در یک اکوسیستم نوآوری و شهر هوشمند، خلق ارزشهای اقتصادی شهری و تسهیلگری در بافتهای ناکارآمد شهری مشغول فعالیت است. با او درباره تجربه شهر، گردشگری شهری، بافتهای تاریخی و هویت شهری صحبت کردیم. میرفتم. سعی کردم اروپا را ببینم و تجربه کسب کنم. به هرحال ما سعی میکنیم به علم روز برسیم. دیدم آنها تجربیاتی داشتند در مثلا ۱۰۰ سال گذشته، ۷۰ سال پیش که ما داریم آن تجربهها را تکرار میکنیم. یکی از استادهای ما برای تکلیف درسش گفت هرکسی از کشورش یک تجربه موفق یا ناموفق ارائه دهد. من طرح بافت اطراف حرم را در آن زمان که هنوز کاملا اجرا نشده بود، به عنوان یک نمونه بد بردم. یکی از استادان باور نداشت که این یک طرح واقعی است و گفت بدتر از این نمیشود. استاد دیگر مرا به قهوه دعوت کرد و در حال دلداری دادن به من گفت اتفاقا این ارائه خیلی خوب بود. باید ما هم یک وقتهایی بفهمیم که برنگردیم به اشتباهات ۱۰۰ سال پیشمان.» نظر مردم، راهگشای مسائل شهری گروه آقای باغبان در شهرهای مختلف کشور کار کرده است. او میگوید: «وقتی وارد شهری میشویم، واقعا عاشق آن شهر میشویم. باید آن شهر را لمس کنی، با تمام زشتیها و زیباییهایش. در بازارش قدم بزنی، با مردم همکلام شوی و نبض شهر را لمس کنی. برای شناخت بهتر و نظاممند شهر یک پلتفرم مشارکتی خلق کردیم که در آن یک فرایند مسئلهیابی، دارایی سنجی و حل مسئله مشارکتی با مردم را انجام میدهیم. با این مجموعه رویدادهای مشارکتی فاصله بین مدیریت شهری با مردم را کم میکنیم و از دل جامعه مسائل و ظرفیتهای شهر را میشناسیم. اولین بار مردمشهر را در رضوانشهر گیلان برگزار کردیم. شهردار این شهر به دنبال شناخت بهتر اولویتهای محلهها بود و میگفت من نمیدانم در محلاتم باید چه کار کنم و به اندازه کافی اطلاعات ندارم. پیش از آن با معتمدان محلی مشورت کردیم و اطلاعات گرفتیم. در این رویداد در یک روز خاص در یکی از مدارس یا مساجد یا وسط پارک میز چیده میشود و مردم میآیند. اعضای شورای شهر، شهردار و مسئولین شهرداری و مردم محله در گروههای مختلف سر یک میز مینشینند. مسائلشان را مطرح میکنند و روی نقشه علامتگذاری میکنند. به عنوان مثال در آسفالت یک محله چاله و آبگرفتگی زیادی وجود دارد، در دیگر محله زباله به موقع جمع نمیشود. اول همه غر میزنند و ناراحت هستند، ولی با گذشت زمان که احساس شنیدهشدن دارند، غر زدن تمام و خلاقیت شروع میشود. مسائل واکاوی میشود، نقش همه بازیگران در آن مشخص میشود. مردم علاوه بر وظایف شهرداری با تکلیف خود هم آشنا میشوند. این فرایند هم به تقویت سرمایه اجتماعی مدیریت شهری کمک میکند، هم مردم را آگاه میکند و همزمان نقشه راه توسعه محلات شهر بر مبنای نظرات مردم را مشخص میکند.البته همه این مسائل از نگاه کارشناسی هم تحلیل میشود و برایند آن در قالب برنامه مشخص به برنامه عملیاتی شهرداری تبدیل میشود». برندسازی و توسعه دارایی مبنا این پژوهشگر جوان میگوید ما معتقدیم که هر شهر یا روستا سرشار از ظرفیتها، توانمندیها و انسان های خلاق و اثرگذار است. بناهای شاخص تاریخی، درختان و گیاهان منحصربه فرد، روایتها و داستانهای مردان و زنان خردمند، هنرمندان و افراد سرشناس، گروههای فعال، خوراک، صنایع دستی، چشماندازهای طبیعی و مجموعهای از تجربههای منحصر به فرد است. ما با شناسایی نظاممند این داراییها برندسازی شهر را کلید میزنیم و استراتژیهای ترویج برند شهر را بر مبنای هویت و مزایای رقابتی آن تدوین میکنیم. به عنوان مثال رضوانشهر خاستگاه قدیمیترین ژنوم اسب کاسپین است. موقعیت جغرافیایی آن دسترسی ۱۰دقیقهای به جنگل، جلگه، دریا و کوه را فراهم میکند و تنوع محصولات روستایی آن در حوزه خوراک و صنایع دستی منحصر به فرد است. برنامههای علمی مرتبط با اسب کاسپین، تورها و خلق تجربههای مرتبط با آن، ایجاد یک بازار محلی خلاق که محلی برای نمایش و فروش خوراک منحصر به فرد روستاهای تالش و گیلک است، هم به جذابیت این شهر و سرآمد شدن آن در میان دیگر شهرهای ساحلی کمک میکند و هم جامعه روستایی را بر مبنای داشتههای خود توانمند میکند. در حالی که در بندرکیاشهر گیلان با شعار «تاریخ خاویار خزر» میتوان گردشگران را برای بازدید از بزرگ ترین سایت تاریخی شیلات ایران با ۱۳ اثر ثبتی دعوت کرد و طبیعتگردان را برای دیدن پارک ملی بوجاق برد که دلتای سفیدرود کهن است و بکرترین خط ساحلی دریای کاسپین در ایران را دارد. با تکیه بر این داراییهاست که میتوان اقدامهای عمرانی، توسعه کسبوکارها، دیپلماسی شهری، برنامههای فرهنگی، رویدادهای ورزشی و تبلیغات محیطی و مجازی را همراستا کرد. با این فرایند دیگر گردشگری انبوه که مخرب و با جامعه محلی در ستیز و تضاد است،به حداقل میرسد و گردشگری مسئولانه و هدفمند جای آن را میگیرد. نوآوری اجتماعی، مسیر جدید در توسعه پایدار شهری در پایان، سروش باغبان تأکید میکند که نوآوری، کلید توسعه پایدار شهری است. او میگوید: «برای شکلگیری یک جامعه پیشرفته، نوآوری باید به شکلی تدریجی و با همراهی جامعه محلی شکل بگیرد. این رویکرد به ایجاد محصول و خدماتی متفاوت در هر زمینه منجر میشود؛ خانههای خلاق، کارخانههای نوآوری، آموزشهای نوآورانه توسعه کسبوکارهای محلی و رویدادهای همآفرینی ازابزارهایی هستند که زیرساخت رشد ارگانیک مبتنی بر برند یک شهر را فراهم میکنند. این مسیر را در شهرهای مختلف ایران از جمله ملایر، شهرهای ساحلی شمال کشور، بندر کنگ، جزیره قشم و سواحل مکران آزمایش کردیم، بازخورد گرفتیم و بهبود دادیم. هرچند میزان موفقیت این فرایندها به مشارکت جامعه محلی و همراهی مسئولین بستگی دارد، اما جایزه ملی نوآوری اجتماعی «جانا» که به فعالیتهای تیم ما تعلق گرفت، تأییدی برصحت و سلامت این مسیر است. این موفقیت نشان میدهد که تنها از طریق همراهی و مشارکت افراد خلاق از دل جامعه محلی، میتوان به توسعه پایدار و راهحلهای نوآورانه دست یافت».
دیدگاه ها