قاتلی که قوانین را تغییر داد

1403/12/18 09:48
کد خبر: 12084
کد نویسنده: 8
قاتلی که قوانین را تغییر داد

با اکران فیلم «دختری با سوزن»، ماجرای جنایت های داگمار اوربای دوباره مورد توجه قرار گرفت؛ زنی که قاتل زنجیره‌ای کودکان و نوزادان در اولین سال‌های بعد از جنگ جهانی اول بود؛ جنایت‌های او تاثیر عمیقی بر نظام قضایی و اجتماعی دانمارک گذاشت و باعث تغییرات اساسی در قوانین حمایتی کودکان شد

فائزه مهاجر _ روزنامه خراسان/
 در طول تاریخ، جنایت‌هایی رخ داده‌اند که نه‌تنها جامعه را شوکه کرده‌اند، بلکه به تغییرات گسترده در قوانین و سیاست‌ها منجر شده‌اند. یکی از این جنایت‌ها پرونده‌ داگمار اوربای زن قاتل دانمارکی است که به قتل دست‌کم چندین نوزاد متهم شد. افشای این جنایت‌ها در دهه ۱۹۲۰، نه‌تنها دانمارک را در بهت و وحشت فرو برد، بلکه سبب شد تا دولت این کشور قوانین مربوط به سرپرستی و حمایت از کودکان را به‌طور کامل اصلاح کند. موضوعی که این روزها با اکران فیلم جنایی و تاریک «دختری با سوزن» دوباره مورد توجه قرار گرفته؛ فیلمی که سایه سیاه جنگ بر زندگی زنان و نادیده گرفتن حقوق کودکان را در جامعه آن زمان دانمارک به شکلی تلخ و خاص به نمایش می‌گذارد. بعد از جنگ جهانی اول، اروپا در دوران تاریکی فرو رفته بود، بیش از ۱۶ میلیون نفر کشته و میلیون‌ها زخمی، اختلالات روانی برای بازماندگان جنگ، بحران اقتصادی و فقر شدید، بحران‌های سیاسی و بیکاری گسترده، کمبود غذا و گرسنگی تا جایی که مردم مجبور به جیره‌بندی غذا بودند، بیماری‌های همه‌گیر و شرایط بهداشتی وخیم و تخریب زمین‌های کشاورزی، شرایطی بود که مردم اروپا در آن زمان با آن دست و پنجه نرم می‌کردند. اوربای زنی بود که در چنین شرایطی در کشور دانمارک دست به جنایت‌های هولناک زد و پرکارترین قاتل زنجیره‌ای دانمارک لقب گرفت. او مادران مجرد یا بی‌بضاعت که به‌طور معمول شوهرشان را در جنگ از دست داده بودند یا صاحب فرزندی نامشروع بودند،فریب می‌داد که فرزندانشان را با پرداخت پول در اختیار او قرار دهند تا به عنوان فرزندخوانده تحت مراقبت قرار دهد یا به خانواده‌ای ثروتمند تحویل دهد؛ اما برخلاف وعده و به رغم دریافت پول از مادران، نوزادان را به قتل می‌رساند. در این پرونده به ابعاد تلخ این جنایت‌ها می‌پردازیم.
مخوف‌ترین قاتل سریالی دانمارک که بود؟
در تاریخ دانمارک قاتلان سریالی زیادی بودند؛ اما اوربای به دلایل زیادی از جمله نوع جنایتش، انگیزه‌ها و... هنوز مخوف‌ترین قاتل دانمارک است. داگمار اوربای در سال ۱۸۸۷ در دانمارک متولد شد. اطلاعات زیادی درباره دوران کودکی او در دست نیست، اما گفته می‌شود که او در یک خانواده فقیر بزرگ شد و از همان دوران نوجوانی، مشکلات رفتاری داشت. در بزرگ سالی، به دنیای جرم و جنایت کشیده شد و در نهایت، به یکی از بدنام‌ترین قاتلان سریالی دانمارک تبدیل شد. اوربای در دهه ۱۹۱۰ وارد شغلی شد که در آن زمان، قانونی اما بدون نظارت بود؛شغل واسطه‌گری برای فرزندخواندگی. او به زنان مجردی که قادر به نگهداری از نوزادان خود نبودند، وعده می‌داد که سرپرستی کودک‌شان را به خانواده‌های مناسب واگذار کند. بسیاری از این زنان، به دلیل فشار اجتماعی، بارداری ناخواسته، یا فقر، حاضر بودند در ازای مبلغی ناچیز، کودکان خود را به او بسپارند. اما حقیقت بسیار وحشتناک‌تر از چیزی بود که این مادران تصور می‌کردند. داگمار اوربای نه‌تنها این نوزادان را به خانواده‌های جدید نمی‌سپرد، بلکه آن‌ها را به قتل می‌رساند. او از روش‌های مختلفی مانند خفگی، غرق کردن و حتی سوزاندن برای کشتن نوزادان استفاده می‌کرد. اجساد برخی از این کودکان در خانه او پیدا شد، درحالی‌که برخی دیگر در نقاط مختلف دفن شده بودند. اما چرا زنی مانند اوربای دست به چنین جنایاتی می‌زد؟

انگیزه‌های نامشخص قاتلی ترسناک
داگمار اوربای در اوایل قرن بیستم و در یکی از تاریک‌ترین دوران اروپا ظهور کرد. با توجه به اطلاعات کمی که از زندگی و شخصیت اوربای در دسترس است، انگیزه‌های مختلفی می‌تواند برای این جنایت وجود داشته باشد. اما از نگاه تحلیلی می‌توان گفت مهم‌ترین انگیزه‌ قتل می‌تواند سود مالی باشد؛ هرچند اوربای مدعی بود کاری کرده که دیگران از انجامش ابا داشتند. اوربای از مادران ناامیدی که نمی‌توانستند از فرزندان خود مراقبت کنند، هزینه‌ای برای فرزندخواندگی دریافت می‌کرد. اما به جای تحویل کودکان به خانواده‌های جدید، آن‌ها را می‌کشت تا بدون هیچ زحمتی پول را نگه دارد. از این حیث او قاتلی خاص محسوب می‌شود که قربانیانش توسط مادران ناآگاه به قتلگاه‌شان آمدند و قاتل برای شکار زحمت چندانی نداشته است؛ موضوعی که شرایط بد اجتماعی و پیامدهای جنگ در آن مقطع دانمارک را به خوبی بازگو می‌کند. علاوه بر این بعضی تحلیل‌های روان شناختی احتمال می‌دهند که او دچار اختلالات شخصیتی، از جمله سایکوتیک یا جامعه‌ستیز بوده که باعث می‌شد بدون هیچ پشیمانی دست به این جنایات وحشتناک بزند. او با وجود این‌که خود مادر بود، هیچ احساس گناه یا ارتباط عاطفی با کودکان قربانی نداشت. رفتار سرد و بی‌رحمانه او نشان‌دهنده بی‌تفاوتی عمیق نسبت به آنان بود به حدی که حتی بعضی از نوزادان را در زیرزمین خانه‌اش دفن می‌کرد.


 داگمار چطور لو رفت؟  
در اوایل قرن بیستم، دانمارک (مانند بسیاری از کشورهای دیگر) فاقد قوانین مشخص و نظارت کافی بر فرایند فرزندخواندگی بود. در شرایط نامناسب اجتماعی و اقتصادی اروپای بعد از جنگ جهانی، بسیاری از کودکان خارج از ازدواج به دنیا می‌آمدند و مادران مجرد، به دلیل فشار اجتماعی و نبود حمایت مالی، فرزندان خود را به افراد واسطه مانند اوربای می‌سپردند. این اتفاق به‌خوبی نشان می‌دهد پیامدهای چنین فرزندانی چطور دامن مادرها را بیشتر از پدرها گرفته و کل جامعه در این اتفاق تلخ چقدر مقصر بوده است. نکته قابل توجه دیگر این که در این دوره، نهادهای حمایتی کافی برای مراقبت از این نوزادان وجود نداشت و در نتیجه، بازار سیاهی برای سرپرستی کودکان شکل گرفته بود. افرادی مانند داگمار اوربای از این شرایط سوءاستفاده  و بدون هیچ‌گونه نظارت دولتی، کودکان را دریافت می‌کردند. تا مدت‌ها، جنایت‌های اوربای پنهان مانده بود، زیرا خانواده‌های فقیر و مادران مجردی که کودکان خود را به او می‌سپردند، پس از تحویل نوزادان‌شان، دیگر به دنبال سرنوشت آن‌ها نمی‌رفتند. اما سرانجام، در سال ۱۹۲۰، یکی از مادران به نام کارن، که فرزند خود را به اوربای سپرده بود، دچار سوءظن شد و به پلیس مراجعه کرد. تحقیقات پلیس منجر به کشف شواهد هولناکی شد، بقایای نوزادان در خانه اوربای پیدا شد و او در نهایت به قتل دست‌کم ۹ کودک اعتراف کرد. بااین‌حال، برخی کارشناسان معتقدند که تعداد واقعی قربانیان او ممکن است بین ۲۰ تا ۲۵ کودک بوده باشد.

سرنوشت یک پرونده جنجالی
محاکمه داگمار اوربای در سال ۱۹۲۱ برگزار و به یکی از پرمخاطب‌ترین و جنجالی‌ترین پرونده‌های تاریخ دانمارک تبدیل شد. او از بین تمام قربانیانش، فقط به قتل ۹ کودک اعتراف کرد و در دادگاه، شواهدی از وحشیانه‌ترین جنایت‌ها ارائه شد. در نهایت، دادگاه حکم اعدام برای او صادر کرد، اما این حکم بعداً به حبس ابد کاهش پیدا کرد. داگمار اوربای سال‌ها در زندان باقی ماند و در سال ۱۹۲۹ مرد. ماجرای قتل‌های اوربای باعث شد که جامعه دانمارک، دولت و قانون‌گذاران به ضعف‌های موجود در سیستم فرزندخواندگی پی ببرند. پیش از این پرونده، هیچ قانون مشخصی برای نظارت بر واسطه‌های فرزندخواندگی وجود نداشت و افراد می‌توانستند به‌راحتی نوزادان را تحویل بگیرند و سرنوشت آن‌ها را تغییر دهند، بدون این‌که نهادهای قانونی دخالتی داشته باشند. اما پس از این فاجعه، دولت دانمارک اصلاحات جدی در قوانین حمایت از کودکان ایجاد کرد. این قوانین شامل ایجاد سیستم نظارتی برای فرزندخواندگی بود که در آن تمامی موارد فرزندخواندگی باید تحت نظارت دولت و با بررسی دقیق سوابق والدین جدید انجام شود. علاوه بر این قوانین نظارت بر مراکز و افراد مسئول مراقبت از کودکان هم وضع شد که بر این اساس واسطه‌های فرزندخواندگی و مراکز نگهداری کودکان و پرستاران کودک باید مجوز رسمی دریافت کنند و تحت بازرسی‌های دوره‌ای قرار بگیرند. ایجاد حمایت‌های اجتماعی برای مادران مجرد از دیگر قوانین وضع شده بود، چون یکی از دلایل اصلی سپردن نوزادان به افرادی مانند اوربای، نبود حمایت مالی و اجتماعی از مادران مجرد بود. پس از این پرونده، دانمارک سیاست‌هایی را برای حمایت از مادران بی‌سرپرست تصویب کرد تا آن‌ها مجبور به سپردن کودکان خود به افراد ناشناس نشوند. از همه مهم‌تر  افزایش آگاهی عمومی درباره حقوق کودکان بود که رسانه‌ها و سازمان‌های اجتماعی، پس از این پرونده تلاش کردند تا آگاهی عمومی را درباره حقوق کودکان و خطرات ناشی از سپردن آن‌ها به افراد غیرمسئول افزایش دهند.
​​​​​​​
آثار هنری که از  داستان اوربای الهام گرفتند
آنچه در دانمارک توسط اوربای اتفاق افتاد فقط یک رشته قتل‌های زنجیره‌ای نبود. عصر و زمانی که این جنایات در آن اتفاق افتاد، شیوه ارتکاب، مقتول‌ها که کودکان و نوزدان بودند، انگیزه اوربای از این جنایات همه و همه دلیلی شدند که اوربای متفاوت از دیگر قاتلان باشد. جنایات او الهام بخش آثار هنری مختلفی در دانمارک و در دنیا شد. مهم‌ترین آثار ساخته شده بر اساس جنایات اوربای عبارت اند از:
رمان «فرشته ساز»   این رمان نوشته کارن سوندگارد کولدسته، یک بازآفرینی داستانی از زندگی و جنایات داگمار اوربای است. این کتاب به بررسی روان شناسی او و شرایط اجتماعی می‌پردازد که باعث شد او به یک قاتل سریالی تبدیل شود.
تئاتر «داستان یک مادر/ قاتل»   این نمایش در کپنهاگ اجرا شده است. نام نمایش به طور هوشمندانه‌ای دربردارنده دو کلمه "مادر" (mor) و "قاتل" (morder) است که به ماهیت دوگانه شخصیت اوربای اشاره دارد. نمایش زندگی او را از دیدگاه‌های مختلف بررسی می‌کند و به جنبه‌های تاریک مادرانگی و قتل می‌پردازد.
فیلم «دختری با سوزن»   اما مهم‌ترین و تاثیرگذارترین اثر هنری ساخته شده درباره یکی از مشهورترین پرونده‌های قتل در دانمارک یعنی جنایات اوربای، فیلم «دختری با سوزن» ساخته شده در سال ۲۰۲۴ و به کارگردانی مگنوس وان هورن است. بازیگران این فیلم تاثیرگذار ویک کارمن سونه در نقش کارولین و ترین دیرهوم در نقش داگمار اوربای بودند. این فیلم که یک وحشت روان شناختی تاریخی است، برای بخش رقابتی نخل طلای هفتادوهفتمین جشنواره‌ فیلم کن و به‌عنوان بهترین فیلم‌ بین‌المللی از کشور دانمارک برای اسکار نود و هفتم انتخاب شد.
 


 

دیدگاه ها

ایمیل شما در معرض نمایش قرار نمی‌گیرد