
برنامه هفتم توسعه درحالی انبوهی از تکالیف قانونی همچون افزایش سرانه فضای آموزشی و مقاوم سازی مدارس فرسوده را بر دوش آموزش و پرورش نهاده که همواره ۹۸ درصد بودجه سالانه این وزارتخانه صرف حقوق و امور جاری می شود. بماند که اجرای سند تحول و رسیدگی به کیفیت نازل آموزشی کاملا فراموش شده است
صادق غفوریان- روزنامه خراسان/یک چالش و نارسایی بزرگ و البته قدیمی در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد که ۹۸ درصد بودجه سالانه این نهاد راهبردی، صرف هزینه های جاری همچون پرداخت حقوق و مزایا می شود. بدهی های تلنبارشده از قبیل پاداش پایان خدمت معلمان، نتیجه کمبود بودجه های اختصاص داده شده برای وزارتخانه ای است که قرار است نسل فردا و آینده سازان این سرزمین را آموزش و پرورش دهد؛ اما آیا به شیوه آن چه در سال های متعدد در اختصاص ناکافی بودجه با این وزارتخانه رفتار شده، می توان نسلی پویا و کارآمد تحویل جامعه داد؟
آیا آموزش و پرورش امروز، شاخص هایی همچون عدالت آموزشی و کیفیت برتر را داراست که بتواند بر اساس مطالبه راهبرد فرادستی این نهاد یعنی «سند تحول آموزش و پرورش» که در سال ۱۳۹۰ توسط مقام معظم رهبری به عنوان سیاست های کلی نظام ابلاغ شد، انسان ساز باشد و حیات طیبه برای انسان ایرانی فراهم آورد؟ پاسخ به نظر بسیار شفاف و روشن است، همانطور که رهبر انقلاب نیز در سال های اخیر بارها از اجرایی نشدن این سند، از دولت و آموزش و پرورش گلایه کرده اند.
این همه تکلیف در برنامه هفتم اما با جیب خالی
نکته کمی طنزآلود در بخش بودجه و اعتبارات آموزش و پرورش این است که در حالی شرایط بودجه این نهاد دچار کمبود و نارسایی است و آن طور که خبرگزاری ایسنا روز گذشته نوشته، «سهمش از بودجه عمومی دولت برای سال آینده هم کاهش یافته» که برنامه هفتم توسعه نیز انبوهی از تکالیف نشدنی بر دوش این وزارتخانه نهاده است. قاسم احمدی لاشکی، معاون حقوقی و امور مجلس وزیر آموزش و پرورش، روز گذشته درباره زخم های بودجه ای این وزارتخانه گفت: قانونگذاران بار بزرگ تکلیفی را در برنامه هفتم بر دوش آموزش و پرورش گذاشتهاند که تا پایان برنامه هفتم پیشرفت یعنی سال ۱۴۰۷ باید عملی شود، مثلا سرانه فضای آموزشی از ۵.۲۸ درصد به ۶.۱ درصد افزایش پیدا کند یعنی ۰.۸۲ درصد به فضای آموزش و پرورش اضافه شود؛ یعنی طی پنج سال، سالیانه ۰.۱۶ درصد فضای آموزشی افزایش پیدا کند که اگر این عدد ضربدر ۱۶ میلیون و ۷۰۰ هزار دانش آموز شود، همین امسال با نرخ امروز حداقل باید سالی ۶۰ همت فقط برای این بند تخصیص داده شود. او با بیان این که همچنین قانونگذاران اعلام کردهاند که فضای ورزشی درون مدرسهای به یک متر برسد، ادامه داد: این رقم اکنون ۰.۴۲ درصد است یعنی بیش از۰.۵۰ درصد باید اضافه شود، یعنی سالن ورزشی ساخته شود. یا طبق گفته قانونگذاران باید تمام دانش آموزان حداقل یک بار در سال به اردوهای راهیان پیشرفت یا راهیان نور اعزام شوند که هزینه آن چندهزار میلیارد تومان است؛ یا در قانون تکلیف شده که تا پایان برنامه ۵ ساله هفتم تمام مدارس باید از نظر سیستم سرمایشی و گرمایشی استاندارد شوند، ۱۲۰ هزار مدرسه، حدود ۶۵۰ هزار کلاس درس که حل همه مسائل منوط به هزینه هنگفت است.
۹۸ درصد بودجه صرف امور جاری
حال با این تکالیف برنامه هفتم توسعه، وزارتخانه ای که هرساله ۹۸ درصد بودجه سنواتی اش صرف حقوق و دستمزد و امور جاری اش می شود، چگونه می تواند تکالیف برنامه هفتم توسعه را که الزام آور است، عملیاتی کند؟
دکتر صمد برزویان استاد دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر حوزه بودجه های آموزشی می گوید: «از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۴۰۲ به طور متوسط همواره ۲۰ درصد عملکرد بودجه آموزش و پرورش بیشتر از بودجه مصوب بوده است یعنی اگر ۱۰۰ واحد بودجه برای آموزش و پرورش درنظر گرفته شده بود در پایان سال به ۱۲۰ واحد نیاز بود که همین مسائل سبب تأخیر یکساله در واریز پاداش پایان خدمت معلمان بازنشسته به عنوان نخستین اثر کسری پایدار بودجه است؛ سهم وزارت آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت در سال ۱۴۰۱، ۱۳.۱درصد بوده است و در سال ۱۴۰۳ این رقم به ۹.۸ درصد رسیده یعنی شاهد کاهش سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت هستیم.»
با این اعتبارات از تحول خبری نیست
حال کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم آیا با روند کنونی بودجه ای وزارت آموزش و پرورش می توان به آموزش و مدرسه، تعالی و کیفیت بخشید؟
در پاسخ باید گفت، ما شهروندان و مردمان معمولی که مدارس دولتی را به خوبی می شناسیم، چشممان آب نمی خورد که با این بودجه ها و این نوع رفتار با آموزش و پرورش، بتوان این نهاد را به اهدافش رساند. از سویی بعید است، مسئولان که فرزندانشان احتمالا در مدارس غیردولتی تحصیل می کنند، اساسا با وضعیت مدارس دولتی و کیفیت نازل آموزشی آن ها آشنا باشند که بخواهند برای بهبودشان قدمی بردارند.
شکوهی، مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور رفاهی هم از ایجاد تحول در این نهاد احتمالا ناامید است: تورم و کاهش ارزش پول نیز بر مشکلات افزوده شده است لذا افزایش اعتبار به تنهایی نمیتواند تضمینی برای تحول در آموزش و پرورش باشد.
راهی جز واقعی سازی بودجه نیست
برای همه این غصه ها، فقط یک مرهم می تواند باشد و آن هم طبق گفته معاون حقوقی و امور مجلس وزیر آموزش و پرورش واقعی سازی بودجه است. او با بیان این که باید ۸۰ درصد مدارس ناایمن مقاوم سازی و بازسازی شوند، گفت: یک سوم مدارس نیازمند مقاوم سازی است، بودجه این عدد از کجا باید تامین شود؟
احمدی لاشکی با بیان این که تامین این بودجهها باید دیده شود، گفت: امیدواریم با حمایتهای نمایندگان مجلس منابع آن تامین شود.
چرا برنامه های توسعه اجرایی نمی شود؟
جدا از این که توجه به آموزش و پرورش، اهمیت بخشی به آموزش و تربیت فرزندانمان و آینده سازان این سرزمین است، اگر می خواهیم برنامه ۵ ساله توسعه کشور، به اهداف خود برسد، راهی جز تغییر رویکرد در بودجه ریزی برای این نهاد نیست. آری؛ اگر «برنامه ۵ ساله توسعه کشور» را صرفا برنامه ای تزیینی بدانیم، همان طور که برنامه ششم تقریبا همین گونه بود(طبق اعلام رسمی، فقط ۳۰ درصد آن محقق شد) با این نگاه می توان برای آموزش و پرورش یا هر مجموعه دیگری، کلی تکالیف توسعه ای تعریف کرد اما بودجه ای برای تحقق و اجرای آن اختصاص نداد!
دیدگاه ها