
نگاهی به تجارت ۴۰ ساله اکو، موانع و راهکارهای بهبود تجارت بین کشورهای عضو
مسعود حمیدی _ روزنامه خراسان/ در مؤلفه فرهنگی و زبان، ایران و زبان فارسی و پیشینه فرهنگی و اساطیری این کشور خیمهگاه این سازمان است و ستون این خیمهگاه خراسان بزرگ است. به لحاظ تجاری که اصلیترین فلسفه تشکیل این سازمان است نیز ایران هارتلند تجارت این سازمان است؛ ابتدا این که ایران محور اتصال کشورهای عضو به یکدیگر است، ایران به لحاظ امنیت دسترسیها بهصرفهترین کشور برای دسترسی این کشورها به آبهای آزاد و دنیای تجارت جهانی است. اما همه آن چه گفته شد در طول این چند دهه باعث نشد سازمان اکو که بعد از اتحادیه اروپا بزرگترین سازمان منطقهای است و کشورهای عضو آن برخلاف دیگر سازمانها هیچ اختلاف مرزی و هویتی با همدیگر ندارند، کارنامه موفقی مانند اتحادیه اروپا بجا بگذارد که عمدهترین دلیل آن را باید اینگونه عنوان کرد که کشورهای عضو این سازمان، خود بزرگترین رقیب برای یکدیگر هستند که هم بزرگترین تولیدکنندگان انرژی جهان هستند و هم در محورهای مواصلات این کشورها به اقتصاد جهانی با همدیگر رقابت حذفی دارند تا این که مشارکت محور باشند.
بهطور مثال کشورهای آسیای مرکزی عضو این سازمان محصور در خشکی هستند و برای دسترسی به آبهای آزاد میتوانند از سرزمین کشورهای عضو استفاده کنند که در این میان کشور ایران و پاکستان هر دو رقیب یکدیگر هستند. اما هم به لحاظ ژئواکونومیک، هم ژئوپلیتیکی مسیر ایران امنترین، سهلترین و بهصرفهترین مسیر برای دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد است اما به دلایل زیادی مانند دخالت و نفوذ کشورهای دنیای شرق و برخی تفرقهافکنیها، هنوز این امر حادث نشده است.
از سویی دیگر کشورهای منطقه آسیای مرکزی و افغانستان از یکسو تمایل جدی برای اتصال به دنیای غرب و اروپا دارند که در این میان دو رقیب جدی وجود دارد؛ مسیر ترانزیتی ایران و مسیر ترانزیتی دریای خزر و آذربایجان که رقابت معکوس بین دو کشور در این چند دهه، خروجی مثبتی برای سازمان اکو نداشته است. علاوه بر این در بحث سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساختی در کشورهای عضو این سازمان نیز رقابت معکوسی بین کشورهای بنیانگذار اصلی سازمان وجود دارد.کشورهای سازمان اکو در منطقهای به وسعت ۷.۷ میلیون کیلومترمربع و با جمعیت بیش از نیم میلیارد نفری در حال حاضر تجارت درونی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار را داراست و ایران تقریباً با همه کشورهای عضو، مرز خاکی و آبی دارد اما آن چنان که باید و شاید نتوانسته است جایگاه محوری خود را حداقل در عرصه تجارت با کشور عضو اکو همسان با جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خود مطابقت دهد. در مقابل کشور ترکیه امروز بازیگر اصلی اکو حداقل در عرصه اقتصاد است و دو کشور ایران و ترکیه اگرچه در مزیتهای جایگاه همسان هستند اما به لحاظ کارکردهای واقعی اقتصاد مانند سرانه اقتصادی، سرمایهگذاری و صادرات، کشور ترکیه پیشرو است و همین موضوع باعث شده بخش عمده سرمایهگذاریهای فعلی در کشورهای عضو اکو به تجار و سرمایهگذاران کشور ترکیه تعلق بگیرد.
چالشهای اساسی مانع توسعه تجارت کشورهای اکو
مزیتهای نسبتی تقریباً همسان کشورهای عضو با یکدیگر به خصوص در بخش کشاورزی و منابع زیرزمینی باعث شده این کشورها رقیب همدیگر باشند به همین دلیل تجارت کشورهای عضو این سازمان با کشورهای غیرعضو بیشتر است و رقابت معکوس بین کشورهای اکو به وجود آمده است.
ناهمسان بودن سیاستهای اقتصادی و تعرفهای کشورهای عضو باعث شده سیاستهای گمرکی متفاوتی با یکدیگر داشته باشند به طوری که برخی کشورها تعرفههای تجاری بالایی داشته و تجارت بین دو کشوری برای برخی اعضا علاوه بر منفی بودن، آثار منفی درون سرزمینی نیز خواهد داشت.
هژمون ایدئولوژی سیاسی بر فضای اقتصادی کشورهای عضو یکی از مهمترین معضلات و موانع توسعه تجارت بین کشورهای عضو است؛ از یکسو ایران به عنوان هارتلند فرهنگی و تمدنی با الگوی زبان فارسی اولویت اشتراکی این سازمان را با جهانبینی سیاسی خود همراه میخواهد، از یکسو کشور ترکیه با ایدئولوژی فرهنگی و زبانی مشترک سعی در نفوذ و استقرار و تقویت جایگاه خود در بین کشورهای عضو دارد و از سویی دیگر طرح موضوع گرایشهای مذهبی نیز خود به چالشی جدی بین کشورهای عضو تبدیلشده است. این تعارضات و تفاوتهای جهانبینیهای سیاسی کشورهای پایهگذار سازمان اکو خود عاملی برای در جا زدن توسعه همکاری بین کشورهای عضو این سازمان شده است. هرچند بازیگران این عرصه تلاش میکنند چنین تعارضاتی را حداقل در صحنه عمومی نیاورند اما این واقعیت پشت درهای بسته، آثار خود را در چند دهه گذشته از زمان راهاندازی این سازمان گذاشته است.رقابت کشورهای پایهگذار اکو؛ سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه بهعنوان پایه گذاران این سازمان به لحاظ ترانزیت و تجارت با هم رقابت دارند؛ کشور پاکستان رقیب ایران در نحوه و مسیر دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد است و کشور ترکیه با استفاده از خاک آذربایجان و دریای خزر سعی دارد مسیر دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به بازارهای جهانی را هموار کند. علاوه بر این کشور چین نیز به انحای مختلف با احداث خطوط ریلی و بزرگراههای مجهز در این منطقه سعی در گسترش نفوذ خود در بازارهای کشورهای عضو اکو را دارد.راهبردهای متفاوت کشورهای عضو: کشورهای عضو اکو هرکدام سودای جداگانهای در سر میپرورانند، ترکیه سودای عضویت در اتحادیه اروپا و اقتصاد آزاد را دارد، ایران به دنبال اجرای اقتصادی مقاومتی و درون پایه است، کشور پاکستان سودای دیگری در سر دارد و کشور افغانستان هنوز بلاتکلیف است و کشورهای آسیای مرکزی بیشتر تحت هژمون اقتصاد روسیه هستند. اگرچه اقتصاد سیاسی ایران طی یک دهه گذشته با چرخش به سمت کشورهای همسایه تاثیرات مثبتی داشته و اولویتهای ایران بهطرف توسعه تجارت با کشورهای همجوار سوق دادهشده که دادههای آماری خود مؤید این موضوع است.
پیشنهادهای سه گانه
آرمانگرایانه است، اگر بگوییم کشورهای عضو اکو این سازمان را عالیترین نهاد اقتصادی برای اجرای سیاستهای اقتصادی و تجارت منطقهای خود میدانند که اگر اینچنین بود، میتوانستیم پیشنهاد بدهیم همه کشورهای عضو اکو یک تعرفه پایه یکسان بهطور مثال ۱۵ درصد بین همدیگر را تعیین کنند تا تجارت بین کشورها بهبود پیدا کند اما با توجه به سیاستهای اقتصادی متفاوت کشورهای عضو شاید عملیاتی شدن این راهبرد اگر روی کاغذ هم نهایی شود در مسیر اجرا با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.اما میتوان چند پیشنهاد واقعگرایانه در این زمینه ارائه کرد؛ ابتدا این که ترکیه به لحاظ اقتصادی کشوری سرمایهگذار بهحساب میآید و کشور ایران به لحاظ ظرفیتهای بالقوه اقتصادی که تحت تحریمهای اقتصادی هنوز بالفعل نشدهاند قویترین کشور در سازمان اکو است و کشورهای آسیای مرکزی تشنه توسعه و ارتباط با دنیای آزاد و صادرات تولیدات کشاورزی و منابع زیرزمینی خود هستند که در سهراهی انتخاب بین مسیر ایران، دریای خزر و یا پاکستان ماندهاند. اگر سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان به توافق برسند که ایران سهلترین، امنترین و اقتصادیترین مسیر است با اخذ برخی امتیازات همکاری مانند سرمایهگذاری در منطقه آزاد چابهار و سرمایهگذاری در تکمیل خطوط ریلی شمال به جنوب ایران، زمینه دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به تجارت جهانی را فراهم کنند.پیشنهاد بعدی آن است که با توجه به این که ایران فارغ از هر نوع جهانبینی سیاسی هارتلند و چهارراه ارتباطی بین کشورهای عضو اکو است و میتواند هم تامینکننده بخش عمده نیاز برخی کشورهای عضو به انرژی باشد و هم مقصد برخی تولیدات کشورهای همسایه به خصوص در حوزه تولیدات کشاورزی و پوشاک باشد، اما به دلیل تحریمهای بانکی قادر به مراودات دلاری با کشورهای عضو نیست؛ پیشنهاد میشود برای تسهیل توسعه تجارت با ایران همکاری لازم با بانک مرکزی ایران برای اجرای سیاست و راهبرد «ریال آفشور» را در دستور کار قرار داده و در کشورهای خود بانک متناظر برای اجرای این سیاست را راهاندازی و تجهیز کنند و بدون شک این کار به نفع تمامی کشورهای عضو خواهد بود.علاوه بر این با توجه به این واقعیت شاهد فرار سرمایه از کشورهای عضو هستیم و کشورهای عضو مانند ایران و آسیای مرکزی تشنه سرمایهگذاری خارجی هستند؛ زمینه ایجاد امنیت سرمایهگذاری با اجرای یک سیاست همسان در کشورهای عضو با نرخ تعرفههای مشخص و بدون رقابت منفی و زمینه تکمیل و توسعه پروژههای زیرساختی در کشورهای عضو فراهم و یک صندوق سرمایهگذاری در اکو نیز ایجاد شود.
دیدگاه ها