پسری که بخت آب را باز می‌کند

1403/09/22 09:35
کد خبر: 9195
کد نویسنده: 8
پسری که بخت آب را باز می‌کند

گفت‌و‌گو با غواص دزفولی که داوطلبانه به همراه دوستانش برای پاک‌سازی به کف رودخانه و منطقه «چال کندی» دزفول می‌رود و ویدئوهایشان از این کار در فضای مجازی پربازدید شده است

اکرم انتصاری- روزنامه خراسان/  ویدئوهایی که این روزها از کف رودخانه دزفول و منطقه چال کندی و پاک‌سازی آن از زباله‌های عجیب و غریب می‌بینید کار «محمد مرتضوی» و دو دوستش «امیر احمدی» و «محمد سجادی‌نسب» است. شغل هیچ‌کدام‌شان غواصی نیست و هر سه به خاطر علاقه سراغ این رشته رفته‌اند اما حالا با پاک‌سازی بستر رودخانه و چال کندی از زباله دارند به یک دوستدار محیط زیست هم تبدیل می‌شوند. آن‌ها زیر آب همه چیز و به معنی واقعی کلمه از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را پیدا می‌کنند و می‌خواهند با به اشتراک گذاشتن آن چیزی که در کف رودخانه، دریاچه، سد و چال کندی می‌گذرد باعث یک تلنگر کوچک در ذهن آدم‌ها شوند. آن‌ها هر بار که یک شیء جدید زیر آب پیدا می‌کنند پیش‌بینی‌هایی می‌کنند، می‌خندند و آن‌قدر در عمق آب کارهای عجیب انجام می‌دهند که انگار روی خشکی هستند و همین باعث شده ویدئوهای آن‌ها در اعماق آب، شیرین و دیدنی‌تر شود. محمد و دوستانش در چند ماه گذشته سعی کردند منطقه چال کندی را که یک دره آبی در مسیر رود دز است، از زباله خالی کنند. اگر می‌خواهید بیشتر درباره ماجراجویی‌ این غواص‌ها بدانید گفت‌و‌گوی ما با «محمد مرتضوی» ۳۲ساله که اهل روستای محمدبن جعفر دزفول است و همه جور کار خطرناک از چتر سواری و پریدن از صخره تا بالون سواری و غواصی را تجربه کرده، بخوانید.
از حجم زباله‌ها کف رود بغضم گرفت
محمد بچه خوزستان است. از بچگی عاشق شنا بوده و بعضی وقت‌ها یواشکی خودش را به کانال‌ آب روستا می‌رسانده، تنی به آب می‌زده است و برمی‌گشته. قصه غواصی برای او در جوانی جدی شده ولی سال ۹۲ توانسته است برای اولین بار با تجهیزات غواصی شنا کند. خودش در این باره می‌گوید :«اولین بار که رفتم سرکار حدود ۹ ماه کار کردم تا توانستم فقط کپسول غواصی را بگیرم. یک سال طول کشید تا تکمیلش کردم و برای غواصی به رودخانه ‌رفتم. آن موقع کف رودخانه خیلی تمیزتر بود، ماهی داشت و زیر آب بهتر بود. غواصی زیاد می‌رفتم و دیگر متوجه نبودم چقدر زباله کف آب است. تا این که یکی از دوستانم گفت دوربینم در چال کندی افتاده و بیا برایم پیدایش کن. روزی که رفتم پایین آب، خدا شاهد است از حجم زباله‌ای که دیدم بغض کردم. آمدم بالا و با دوستانم محمد و امیر صحبت کردم که وضعیت چال کندی این‌طور است و اگر پایه هستید برویم پاک‌سازی. شغل من آزاد است و وسایل ساختمانی مانند هیلتی، بالابر و ... را اجاره می‌دهم و باید صبح مغازه باشم. امیر وکیل پایه یک دادگستری است و همیشه باید دفتر باشد یا دادگاه دارد. محمد هم کارش آزاد است و مغازه دارد. اما جوری شده بود که روز تعطیل‌مان را گذاشته بودیم برای پاک‌سازی.»
 


بیشتر از ۱۲ قایق زباله جمع کردیم!
محمد معتقد است انتشار ویدئوهای پاک‌سازی بستر رودخانه در فضای مجازی تاثیر مثبتی داشته و درباره آن توضیح می‌دهد :«ما با هزینه خودمان مخزن‌مان را پرمی‌کردیم و هر بار که قایق می‌گرفتیم تا برویم و برگردیم باید یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان می‌دادیم اما امیر یک جورهایی ساپورت‌مان می‌کرد، بعضی وقت‌ها خودمان کرایه یک سر را می‌دادیم و توانستیم بیش از ۱۲سرویس قایق زباله و فقط حدود ۳۰۰عینک  را جمع کنیم و بیرون ببریم. دیگر در فضای مجازی هم جوری شده بود که مردم با دیدن ویدئوها کمتر در آب زباله می‌انداختند. قبل از این هم غواص‌ها حجم زباله‌های کف را دیده بودند ولی نمی‌شد آن‌ها را بالا بیاورند. ما ساعت ۵صبح که جریان آب کم بود، می‌رفتیم و قبل از ساعت ۹ برمی‌گشتیم، چون جریان آب پشت سد به خاطر در مدار قرار گرفتن و تولید برق بالا می‌آمد. وقتی ویدئوهای پاک‌سازی را در اینستاگرام می‌گذاشتیم خیلی‌ها به ما روحیه می‌دادند. افراد پولدار که خودشان قایق داشتند حتی اگر اهواز بودند زنگ می‌زدند و می‌گفتند من فلان‌جا قایق دارم. راننده را می‌فرستم تا با نصف قیمت شما را ببرد برای پاک‌سازی و اصلا خیلی‌ها هم از ما پول نمی‌گرفتند. خدا را شکر کم‌کم در دزفول جا افتاد و هرکسی می‌آمد کیسه زباله‌اش دستش بود.»
روستای «شها» و نخلستان‌هایش در اعماق آب بودند
محمد و دوستانش حین پاک‌سازی به وسایل عجیبی برخورد می‌کنند. از پلاک رول‌شده خودرو، موتور قایق، گونی‌های سربسته و حتی آثار باقی‌مانده از موشک‌های جنگ ایران و عراق که بعد از ۳۷سال هنوز کف رودخانه دز جا خوش کرده‌اند. اما یکی از عجیب‌ترین چیزهایی که زیر آب دیده است یک روستا بوده. او درباره روزی که با آن روستا مواجه شدند، می‌گوید :«یک بار دریاچه سد دز بودیم و تا حدود ۴۰ متر غواصی می‌کردیم . محض کنجکاوی به دوستم محمد گفتم بیا یک چرخی بزنیم و خیلی اتفاقی به تنه یک نخل برخوردیم. همین‌طور که پایین رفتیم دیدیم یکی‌یکی به تعداد نخل‌ها اضافه شد و شد یک نخلستان. همان‌طور که پایین رفتیم یک روستا را پیدا کردیم و وقتی فیلم آن را در اینستاگرام گذاشتم خیلی‌ها گفتند پدربزرگ‌های ما این جا زندگی می‌کردند و اسم روستا «شها» بوده. با پدربزرگ یکی از آن‌ها قرار گذاشتیم و به ما گفت که چند روستا به خاطر ساختن سد تخلیه شدند که «شها» یکی از آن‌ها بود و ۸۰۰متر آن‌طرف‌تر یکی از روستاهای اندیمشک است. این روستا بیشتر از ۳۰سال زیر گل‌و‌لای بوده اما به خاطر سیلی که سال گذشته آمد و بعد از چند دهه، دریچه اصلی سد دز را باز کردند گل‌ها شسته شده و همه‌چیزِ روستا مشخص بود، حتی آرامگاه‌ها و اتاقک‌ها و ... . ما برای دیدن کل روستا چند سری غواصی رفتیم.»
با استوری صاحب اشیای ارزشمند را پیدا می‌کنم
شاید برای شما هم سوال باشد که سرنوشت اشیای باارزشی که محمد و دوستانش کف رودخانه و سد پیدا می‌کنند، چه می‌شود. این غواص می‌گوید :«اشیای ارزشمند را در صفحه استوری می‌کنم و وقتی طرف سند و مدرک درستی نشان داد، آن را به او تحویل می‌دهم. چون بعضی‌ها به دروغ قسم می‌خوردند که مثلا این اپل‌واچ من است. گوشی‌هایی هم که پیدا می‌کردیم، رم آن در می‌آوردیم تا اگر صاحبش پیدا شد به آن‌ها برگردانیم. بیشتر گوشی‌ها در آب می‌سوزند اما یک بار به خواست صاحب گوشی که از اهواز برای تفریح آمده بودند، داخل آب رفتم و آیفون۱۴ خانم‌ را که قسطی خریده بودند و هنوز روشن بود پیدا کردم. خیلی وقت‌ها وقتی پلیس یک سارق را تعقیب می‌کند، سارق گونی را داخل آب پرت می‌کند. یک بار یک گونی پر از لپ‌تاپ و دزدگیر و وسایل بنایی و ... پیدا کردیم! همه چیز را هم نمی‌شود نشان داد چون دردسر می‌شود. چند بار طلا پیدا کردیم و صاحب دو مورد آن پیدا شد. چند پابند زنانه هم بود که فهمیدیم بدل است و برای همین کسی سراغش نیامد.»
 


دو روز برای پیدا کردن شیء گمشده وقت داریم
«یک بار یک نفر گفت حلقه ازدواجم فلان‌جا داخل آب افتاده است و اگر بدون آن برگردم خانه، کارم تمام است. خیلی داخل آب گشتیم و لحظه آخر حلقه را دیدم. آن آقا خیلی تشکر کرد و می‌گفت هرچقدر هزینه دارد بگویید. با خنده گفتم همین که امشب کتک نمی‌خوری کافی است. خیلی‌ها هم می‌گویند ما چیزی را گم کردیم و پیدایش کن اما چون جریان آب زیاد است فقط یکی، دو روز شیء را می‌شود پیدا کرد و بعد از آن روی آن شن می‌آید و دیده نمی‌شود. یک بار هم سال ۹۲ هلی شات یک فیلم بردار معروف دزفول که برای فیلم‌برداری از عروس و داماد داخل قایق به دریاچه رفته بودند، در آب افتاده بود. فیلم بردار صبر کرده بود عروسی پنجم را هم برود و بعد از آن خروجی فیلم‌ها را با هم بگیرد. آن‌جا سنم کمتر بود و وقتی من را به فیلم‌بردار برای پیدا کردن هلی شات پیشنهاد کردند، گفته بود بچه است! می‌تواند؟ خدا شاهد است همین‌طور که مستقیم رفتم و رسیدم کف رودخانه به هلی شات رسیدم و ۲دقیقه نشد که آن را بالا آوردم. هنوز که هنوز است استوری‌هایم را می‌بیند و می‌گوید جان و آبرویم را خریدی. خیلی برایم شیرین بود، چون پنج عروس و داماد منتظر فیلم‌های عروسی‌شان بودند.» این‌ها خاطرات شیرین محمد از غواصی و پیدا کردن وسایلی ا‌ست که ممکن بود هیچ‌وقت دست صاحبشان به آن نرسد.
ماشین ندارم ولی با چترم خوشحالم
«ما به خاطر علاقه شخصی خودمان داریم کف رودخانه و چال کندی را پاک‌سازی می‌کنیم. کنجکاوی هم هست و مثلا از پیدا کردن یک کیسه که نمی‌دانم داخلش چیست، لذت می‌برم. شخص یا سازمانی مانند شهرداری برای پاک‌سازی از ما حمایت نمی‌کند و حتی اسمی هم از ما نمی‌آورد.» محمد با این مقدمه می‌گوید: «من در مغازه دو تا موتور برق دارم که هر وقت اجاره می‌دهم هزینه‌اش را برای غواصی کنار می‌گذارم. تجهیزات غواصی ما الان ۲۵۰میلیون تومان شده اما خیلی‌ها نمی‌دانند من ماشینم را برای خرید چترم فروختم. الان بدون وسیله هستم اما با چترم خوشحالم و هر صبح که آن را می‌بینم روحیه می‌گیرم. خیلی‌ها قید این چیزها را نمی‌توانند بزنند و انتظار بازخورد هم دارند. من برای ست غواصی جدیدم هم که سال ۹۸ خریدم گوشی و همه چیزهایی را که داشتم فروختم تا بتوانم آن را داشته باشم. دوست داریم حمایت شویم. در چتربازی هم حمایت نشدم و چند روز پیش برنامه بالون‌سواری من که همه مجوزها را هم داشت، لغو کردند. برای پاک‌سازی هم اولویت شهر خودمان دزفول است، خیلی‌ها می‌گویند شوشتر هم بیایید. از مردم می‌خواهم رعایت کنند و داخل آب زباله نریزند. ما رودخانه تمیز را دیدیم الان هم داریم می‌بینیم. تنوع خیلی از ماهی‌ها و لاک‌پشت‌ها مانند لاک‌پشت فراتی کم شده است. الان بعد ۳،۲ماه پاک‌سازی اگر کسی توانست در چال کندی یک زباله قابل حمل پیدا کند جایزه دارد. مردم رعایت کنند و ما هم به روند پاک‌سازی در بخش پایین ادامه می‌دهیم.»
 


خیلی‌ها پیام می‌دهند که بختم را باز کن
یکی از ویدئوهایی که پای محمد و دوستانش را به صفحه‌های مختلف اینستاگرامی باز کرده است، ویدئوی باز کردن قفل و دعا و طلسم‌هایی ا‌ست که زیر آب پیدا کرده‌اند. محمد ماجرای این قفل‌ها را این‌طور تعریف می‌کند :«من قبل از این که با امیر و محمد آشنا شوم، غواصی و ماهیگیری زیاد می‌رفتم، چون به آب نزدیک‌تر بودم. یک روز رفتیم دریاچه دوقلوی آبدانان و دیدم چند کتری کف آب است و آن را با چیزی سوراخ کرده‌اند. یک طلسم هم دیدم و آوردم بالا و بازش کردم. یکی می‌گفت دست نزن و یکی می‌گفت دست بزنی اتفاق بدی می‌افتد و طلسم می‌شوی. اما کار خودم را کردم. این ویدئو را در پیجم گذاشتم و دیدم خیلی بازدید دارد. بار بعد مسیر دو امامزاده در رودخانه دزفول را غواصی و بیشتر از ۵۰ قفل پیدا کردیم. روی هر کدام از قفل‌ها اسم شخصی یا اشخاصی را نوشته بودند؛ مثلا شهین و حمید، جدایی سعید از لیلا، نفرین به ... یا فلانی به درد بی‌درمان گرفتار شود. ولی چون شهر ما کوچک است در ویدئوها بعضی اسامی خاص را اسم نمی‌بردیم تا شناخته نشوند. بیشتر اسامی عمومی‌تر را نشان می‌دهیم. این موضوع خیلی بازخورد داشت و خیلی‌ها به خاطر درآوردن و بازکردن قفل‌ها از ما تشکر می‌کنند. حتی ما را به شهرشان دعوت می‌کنند تا برویم و اگر قفل و طلسمی کف دریاچه یا رودخانه است، پاک‌سازی کنیم. خیلی‌ها برایمان طریقه باز کردن طلسم و این‌چیزها را می‌فرستند و می‌گویند حتما قفل‌ها را هم باز کنید.» از او می‌پرسم از باز کردن طلسم و دعاها نمی‌ترسید که می‌گوید :«من خودم اعتقادی به این چیزها ندارم و اتفاقا از روزی که این کار را می‌کنم، قفل‌ها را باز می‌کنم رزق و روزی‌ام هم بیشتر شده است. خیلی‌ها پیام می‌دهند که بخت من را باز کن.»
نزدیک بود برای نجات الاغ چپ کنیم!
ویدئوی نجات الاغ از چال کندی بیشتر از ۶میلیون بازدید خورده است. محمد درباره دردسرهای این کار می‌گوید :«چند روز پیش یکی از دوستانم که از تابستان می‌خواست بیاید چال کندی را ببیند، آمد و گفت برویم آن‌جا. با این که الان فصلش نبود رفتیم. دیدیم یک الاغ روی یکی از صخره‌های چال کندی مانده است. از اسکله هم پرسیدیم گفت این ۱۰روز پیش هم این‌جا بود. بالای صخره، دشت بوده و انگار الاغ از آن‌جا از روی یک سکوی ۳متری سُر خورده بود پایین. برای همین تصمیم گرفتیم آن را نجات بدهیم. جلیقه را تن الاغ کردیم و آن را داخل قایق آوردیم. من پشت صحنه این ماجرا را نگذاشتم. الاغ خیلی در قایق اذیت می‌کرد و مدام لگد می‌زد. وقتی می‌رفت سمت چپ قایق ما ۶نفر می‌رفتیم سمت راست تا تعادل ایجاد شود. هر لحظه ممکن بود قایق چپ شود و برای همین یک پتو روی پشتش انداختیم و آن را نشاندیم. دو نفر هم روی آن نشستند تا تکان نخورد. گفتیم تا وقتی برسیم کمی اذیت شود بهتر از این است که غرق شود. با هر زحمتی که بود آن را به خشکی رساندیم. آن روز با بچه‌های پارکور اندیمشک به چال کندی رفته بودم.»
 

​​​​​​​
جنازه‌ای که ماهی‌ها صورتش را خورده بودند
در سال‌های اخیر خیلی‌ها برای ورزش‌های آبی مانند جت اسکی، شنا، قایق‌سواری، غواصی و ... به منطقه چال کندی می‌روند. محلی‌ها این منطقه را خوب می‌شناسند اما خیلی‌ها بدون آشنایی به آن‌جا می‌روند و دچار حادثه می‌شوند؛ حتی بعضی به دلیل آشنا نبودن و دست‌کم گرفتن منطقه در آب‌ها غرق می‌شوند. محمد می‌گوید :«عمق چال کندی در بعضی جاها بیشتر از ۱۶متر است، دما به ۱۴ درجه هم می‌رسد و سرد است اما وقتی افراد از شهرهای دیگر می‌آیند و می‌بینند یک بچه ۱۲ساله شنا می‌کند، می‌گوید چرا من نتوانم؟ امسال در همین منطقه توانستیم ۷نفر را از مرگ حتمی نجات بدهیم. من رشته‌ اصلی‌ام چتربازی است و تا آخر این رشته را رفتم. از ارتفاع ۷۰ متر تا ۴کیلومتر را هم پریده‌ام. در مقابل چتربازی، غواصی برایم ترس عجیبی ندارد اما همین من می‌گویم گرداب‌ها شوخی‌بردار نیست. من خیلی کنجکاوم و یک بار خواستم از گرداب‌ها سر در بیاورم. به بچه‌ها گفتم من می‌روم پایین و یک ماده دودزا هم دارم. اگر دود دیدید یعنی در خطر هستم و بیایید کمک. حدود ۱۱دقیقه در گرداب بودم تا قلق بیرون آمدن از آن را پیدا و برای آموزش و نجات از آن استفاده کنم. من که با تجهیزات رفته بودم ۲۰متر می‌آمدم به سمت بالا و گرداب دوباره من را برمی‌گرداند. تنها روشی که پیدا کردم، این بود که در گرداب اصلا نباید دست و پا زد. تنها راه این بود که سینه را به کف رودخانه می‌سابیدم تا از آن‌جا یک‌باره بالا بیایم. جایی که گرداب بود خیلی چیزها از موتور قایق تا بدنه ماشین که سیلاب با خودش آورده، گیر افتاده بودند. یک بار در مسیر رودخانه دزفول و زیر پل بودم که پایم به چیزی شبیه پای آدم خورد. بچه‌ها داشتند جلو می‌رفتند و من ماندم. دیدم یک جنازه است و صورتش را ماهی‌ها خورده بودند. به کلانتری زنگ زدیم و با همکاری آن‌ها و بچه‌های شهرداری به بالا انتقالش دادیم. پیدا کردن جنازه‌هایی که در آب غرق می‌شوند، خیلی تلخ است.»

دیدگاه ها

ایمیل شما در معرض نمایش قرار نمی‌گیرد