آقای شجریان! وقت است که باز آیی

1403/09/22 10:14
کد خبر: 9202
کد نویسنده: 8
آقای شجریان! وقت است که باز آیی

تورنتو، ونکوور، لندن، منچستر، استکهلم، استانبول، فرانکفورت، هامبورگ، وین، آمستردام، برلین و بعد سان فرانسیسکو، سیاتل، لاس وگاس و بوستون نه آقای شجریان. تهران و همه شهرهای ایران چشم‌انتظار کنسرت شما و پیچیدن آواز ایرانی در شهر و دیارشان هستند؛ البته اگر جیب‌شان اجازه دهد و با آن‌ها راه بیایید. آقای شجریان آخرین باری که در شهری جز پایتخت روی صحنه رفتید را به یاد دارید؟!

 اکرم انتصاری- روزنامه خراسان/می‌دانید تور کنسرت در ایران می‌تواند با همه کم‌وکاستی‌هایش در سالن و تجهیزات، چه اندازه به جان‌تان بنشیند و مردم را سر ذوق بیاورد؟! می‌دانیم که گفتید قرار است سال آینده در ایران روی صحنه بروید اما این کافی نیست! دلیلش را هم می‌گوییم!از آخرین کنسرت همایون شجریان که در سالن وزارت کشور برگزار شد و استقبال خوب مردم آن را به تمدید چندباره کشانید بیشتر از دو سال و چند ماه می‌گذرد. تا امروز که در روزهای پایانی پاییز ۱۴۰۳ هستیم چندین قطعه و دو آلبوم «ش م س» و آلبوم کوتاه «ای یار من» از این خواننده در بازار موسیقی منتشر شده است. در واقع همایون در این مدت بیشتر در تور کنسرت بوده است تا پای ساخت و پرداختِ آلبوم و آهنگ.این خواننده ساخت آلبوم شش قطعه‌ای «ش م س» را با آهنگسازی کیخسرو پورناظری از ۶سال پیش شروع کرده بود. او پیش‌تر با پسران پورناظری یعنی تهمورس و سهراب هم‌سفره موسیقی شده بود و در آلبوم‌های «نه فرشته‌ام نه شیطان»، «رگ خواب» و «ایران من» تجربه متفاوتی را با این دو آهنگ‌ساز از سر گذراند؛ «آرایش غلیظ» شجریانِ پدر را شوکه کرد و دو آلبوم دیگر هم از نظر بعضی، بعید و دور از آواز ایرانی شجریانی که می‌شناختند، بود. البته همایون بارها گفته است دوست ندارد در حاشیه امن موسیقی بماند و می‌خواهد آن را تجربه کند. برای همین است که سراغ هر تجربه نویی می‌رود و همین تازگی‌ها با «سیامک رادمنش» که خیلی‌ها او را به نام هنری سامی یوسف و قطعه‌های عربی‌اش می‌شناسند، قطعه مشترک «هستی» را منتشر کرده است. اما صحبت ما چیز دیگری است.آقای شجریان! شما اهل خطرید! عشق سرعتید، موتورسواری را ترجیح می‌دهید و بین این همه رشته ورزشی، بوکس کار می‌کنید. از همان ابتدا در خانه یک دانشگاه تمام عیار موسیقی و آواز ایرانی انتظارتان را می‌کشید. این امکان را داشتید تا همیشه در خانه در ردیف شاگردان و تماشاگران پدر یعنی زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان بنشیند، تحریرهای او را در «مرغ سحر» مشق کنید و زیروبمِ شور و راست‌پنج‌گاه و ماهور را از او یاد بگیرید و الحق که یاد گرفتید. در و دیوار خانه‌تان همیشه پر از صدای سنتور مشکاتیان، کمانچه کلهر و تار و سه‌تار علیزاده بوده است و موسیقی‌بلدید. پیچ‌و‌خمِ آواز ایرانی را می‌شناسید و مهارت‌تان را در تحریرها بارها نشان دادید، در کنسرت نمایش «سی» به همراه سهراب پورناظری شکل و جان تازه‌ای از موسیقی و ادبیات و نمایش را به اجرا گذاشتید. نشان دادید موسیقی چقدر می‌تواند زنده باشد و شاهنامه فردوسی چقدر شنیدنی. پس از شما نباید کم خواست و کم انتظار داشت. حال که در میانه ۴۹سالگی هستید انتظار داریم آواز ایرانی را هم دریابید و هر آن‌چه در صندوقچه نهان دارید رو کنید. حنجره‌های طلایی را دریابید، معلم‌شان باشید و بگذارید مشق آواز ایرانی کنند. ما نمی‌خواهیم «محمدرضا شجریان» باشید و آلبوم «گنبد مینا»، «دود عود» ، «بیداد» و ... بخوانید. خودتان هم این را نمی‌خواهید چون امضای شجریانِ پدر پای آن‌هاست. توقع‌مان از خواننده‌ای که در خانه شجریان‌ها قد کشیده، ساز ایرانی را می‌شناسد، خام و ناپخته نیست و مثل نسل جوان، خطر و تجربه را دوست دارد این است که در زمانه «هربار این درو محکم نبند نرو» و «نشد آخرم»، «مرغ سحر» باشد و آواز ایرانی را جوری زنده کند که نسل جدید هم عاشقش شوند. به جریان‌سازی موسیقی برگردید و این‌بار در گُله به گُله ایرانِ عزیز کنسرت بگذارید. اجازه بدهید خبرگزاری‌ها این بار بنویسند «تور کنسرت همایون شجریان در شهرهای ایران آغاز شد.»

دیدگاه ها

ایمیل شما در معرض نمایش قرار نمی‌گیرد