ممنون که اطلاع دادید!

1403/09/25 10:30
کد خبر: 9295
کد نویسنده: 8
ممنون که اطلاع دادید!

در این که شرایط حساسی برای کشور وجود دارد و مجموعه‌ای از متغیر‌های خارجی و داخلی می‌توانند اثرات شگفتی بر آینده ایران داشته باشند، شکی نیست. در این که به‌خاطر تصمیمات غلط گذشته به‌خصوص آنچه در دهه ۹۰ بر کشور گذشت، دست سیاست‎گذار فعلی برای انتخاب باز نیست هم شکی نیست.

مسعود فروغی- روزنامه خراسان/اما میان پذیرش این واقعیت‌ها با تحمیل تصمیمات طاقت‌فرسا به جامعه تفاوت زیادی وجود دارد. معمولاً سیاستمداران در هنگامه انتخابات وعده‌های رنگارنگ می‌دهند و بعد از آن به دو دسته تقسیم می‌شوند، طرف پیروز با ظرافت از سختی اجرا می‌گوید و بنا به شرایط سعی می‌کند توقع اجتماعی را تنظیم کند. طرف شکست‌خورده در چند گام بالاتر از ایام انتخابات، مسائل را از طرف پیروز مطالبه می‌کند و تصمیماتش را زیرسؤال می‌برد. برای همین مواضع دوطرف پیروز و شکست‌خورده انتخابات از لحاظ سنجش واقعیت کارآمد نیست و نباید روی آن حساب کرد. این گزاره‌ها البته برای یک رقابت سیاسی استاندارد است. بااین‌حال و بدون درنظر گرفتن مواضع «شبه‌انتخاباتی» طرفین سیاسی، چالش‌های سیاست‎گذار در همه مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تا حد زیادی واضح است، اما اجرای برخی روند‌های سؤال‌برانگیز مفهومی فراتر از فهم واقعیت‌های میدانی کشور و تلاش برای حل چالش‌هاست. اگر ارکان تصمیم‌گیر و مؤثر بر تصمیمات، حساسیت شرایط را قبول داشته و از گزینه‌های محدود در پیش ‌روی سیاست‎گذار اطلاع دارند، نباید تصمیمی اتخاذ کنند که نیرو‌های اجتماعی را برای پذیرش راه‌های اصلاحی کم‌رمق کرده و انرژی جامعه را بگیرند. از این نگاه هر تصمیم و قراری که میان ارکان سیاست گرفته شود و بدون ایجاد افق امیدبخش در مدت زمان معین به جامعه فشار وارد کند، قابل‌دفاع نیست؛ حالا این تصمیم، قطع برق بدون‌اطلاع یا بااطلاع باشد یا چالش بدون‌انتها درباره نحوه مدیریت فضای مجازی یا هر چیز دیگری. 
اگر قبول داریم کشور، دشمن تا بن دندان مسلحی دارد که هیچ‌کدام از معیار‌های انسانی را قبول ندارد با تصمیمات داخلی نباید به آن پاس گل بدهیم. کار سیاستمدار فقط چیدن کلمات قشنگ کنار هم نیست تا پیروز انتخابات شود و بعد از آن به میزان گرما و نور سالن محل سخنرانی‌اش انتقاد کند. باور کنید این روش برای جامعه جذاب نیست، مخصوصاً وقتی در میان حجم شگفت‌انگیزی از آلودگی هوا زندگی می‌کند و در سیاهه زمستان هم مجبور می‌شود با بی‌برقی کنار بیاید. اگر این را که دشمن قسم‌خورده ما با تمام ایران دشمنی دارد، قبول داریم؛ تصمیمات و مواضعی که به دشمن فرصت بهره‌برداری بدهد تا ایران واحد را هدف بگیرد، مردود است. شاید مجموعه‌ای بزرگ و حساس از تصمیمات حوزه اجتماعی و فرهنگی را بتوان نام برد که سیاست‎گذاری مبهم و بدون‌نتیجه در آن باعث شده دشمن زمینه سوءاستفاده پیدا کند. بهتر نیست برای تصمیم راهبردی مدیریت فضای مجازی که به‌صورت بدیهی عقلانی است، تصمیماتی گرفته شود که هم هدف آن ایده اصلی یعنی مدیریت درست محتوا تأمین شود و هم جامعه احساس سرخوردگی پیدا نکند؟ این که تصمیمات گذشته در هدف اصلی موفق نشده و همین الان همه دستگاه‎‌های مسئول به این مسئله معترف‎اند یک‌طرف و این‎که جامعه محدودیت‌های حاکم بر زندگی روزمره خودش را به‌خاطر سیاست‌های «مدیریت فضای مجازی» می‌داند هم یک‌طرف. کاری با کسانی نداریم که می‌خواهند از قطع برق یا فیلترینگ نان انتخاباتی درست کنند؛ اما اگر اعلام جدول خاموشی‌ها جامعه را درخصوص کمبود منابع و اجبار دولت به قطعی برق قانع می‌کند، حرف کسانی که فیلترینگ را دفاع از جامعه و پلتفرم‌های جایگزین را مناسب آن می‌دانند هم قانع‌کننده است. این وسط اما فقط طرفی سود می‌برد که ایران واحد را درمقابل دشمن خونخوار نمی‌خواهد.

دیدگاه ها

ایمیل شما در معرض نمایش قرار نمی‌گیرد