
پس از تصور تضعیف مقاومت با سقوط سوریه، تل آویو این بار با تهدید حمله به مراکز هسته ای ایران، در مسیر خطرناک دیگری گام برمی دارد؟
قاسمی- روزنامه خراسان/در هفتههای اخیر، تهدیدات رژیم صهیونیستی مبنی بر حمله به تاسیسات هستهای کشورمان بار دیگر به یکی از محورهای اصلی مباحث سیاسی و رسانهای جهان تبدیل شده است. این تهدیدات که با حمایتهای ضمنی برخی مقامات آمریکا همراه است، بر دو ادعای کلیدی استوار است: نخست، تضعیف نفوذ ایران در منطقه و دوم، قریبالوقوع بودن تهدید هستهای ایران. تهدیداتی که هرچند تکراری به نظر میرسند، اما در شرایط فعلی دارای ابعاد و پیامدهای جدیدی هستند. تحولات منطقهای، بحرانهای داخلی تل آویو و فشارهای بینالمللی علیه ایران در کنار محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل، مجموعهای از عوامل را ایجاد کرده که در آن تهدید نظامی بهعنوان یکی از گزینههای محتمل مطرح میشود.
تضعیف محور مقاومت و محاسبات اسرائیل
رژیم صهیونیستی همواره تلاش کرده است بازوان راهبردی ایران در منطقه، بهویژه حزبا... لبنان و گروه حماس را تضعیف کند. در طول سالهای اخیر، این تلاشها با اقدامات نظامی، ترور فرماندهان ارشد و ضربه زدن به پایگاههای ایران و گروههای متحد آن در سوریه دنبال شده است. این روند پس از حملات ۷ اکتبر و جنگ گسترده در غزه شدت بیشتری پیدا کرده است.در همین راستا، تحلیلگران صهیونیستی بر این باورند که توان عملیاتی گروههای مقاومت طی این مدت تحلیل رفته و در نتیجه دست ایران در منطقه کوتاهتر شده است. بهزعم اسرائیل، تضعیف محور مقاومت، ایران را در وضعیت تدافعی قرار داده و ممکن است تهران را وادار کند برای جبران این خلأ، برنامه هستهای خود را تقویت کند. این محاسبهها نشان میدهد که تل آویو شرایط فعلی را فرصت مناسبی برای محدودسازی برنامه هستهای ایران و جلوگیری از احیای نفوذ منطقهای این کشور میداند.
سقوط دولت بشار اسد و پیامدها
تحولات سوریه و تضعیف تدریجی دولت بشار اسد بهعنوان یکی از متحدان اصلی ایران در منطقه، در موازنه قدرت تغییراتی ایجاد کرده است. حضور ایران در سوریه، که پیش از این بهعنوان یک اهرم راهبردی در محور مقاومت شناخته میشد، به شدت کاهش یافته است. اسرائیل بر این باور است که با کاهش نقش سوریه در محور مقاومت، قدرت بازدارندگی ایران نیز شدیدا آسیب دیده است.بر اساس این تحلیل، رژیم صهیونیستی تلاش دارد با تسریع اقدامات نظامی و فشارهای بینالمللی، از هرگونه بازسازی این قدرت جلوگیری کند. تلآویو معتقد است که خلأ سوریه فرصت نادری برای ضربه به ایران و تضعیف پایدار کشورمان فراهم کرده است.
۲ گزاره کلیدی در محافل غربی و اسرائیلی
در محافل فکری و سیاسی غربی و اسرائیلی، دو گزاره کلیدی بهطور مداوم تکرار میشود:
تضعیف منطقهای ایران: این ادعا بر کاهش نفوذ ایران در سوریه، محدودیتهای ناشی از تحریمهای اقتصادی و فشارهای داخلی متمرکز است. از نظر این محافل، تضعیف اهرمهای بازدارندگی ایران در منطقه، زمینه را برای اقدام نظامی علیه آن فراهم میکند.
تهدید هستهای ایران: تبلیغات گسترده رسانهها و مقامات اسرائیلی بر این گزاره استوار است که ایران به دنبال بازسازی قدرت بازدارندگی خود از طریق برنامه هستهای است. این تبلیغات تلاش دارد تهدید هستهای ایران را بهعنوان اولویتی فوری برای جامعه بینالمللی مطرح و زمینه را برای اقدام مشترک علیه ایران فراهم کند.
محاسبات تل آویو و واشنگتن
اسرائیل و آمریکا در ارزیابی خود به این نتیجه رسیدهاند که اکنون بهترین زمان برای اقدام علیه ایران است. این محاسبات بر ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی مبتنی است:
بحرانهای داخلی اسرائیل: دولت بنیامین نتانیاهو درگیر بحرانهای داخلی متعددی از جمله اعتراضات گسترده و چالشهای سیاسی است. تهدید ایران میتواند بهعنوان ابزاری برای منحرف کردن توجه افکار عمومی داخلی و تقویت جایگاه نتانیاهو عمل کند.
تضعیف محور مقاومت: درگیری گروههای مقاومت طی یک سال گذشته، توان عملیاتی و تمرکز آنها را تحلیل برده لذا اسرائیل بر این باور است که اکنون فرصت مناسبی برای ضربه زدن به برنامه هستهای ایران فراهم شده است.
راهبرد فشار حداکثری: آمریکا و اسرائیل به دنبال استفاده از تهدیدات نظامی برای فشار بر ایران و وادار کردن کشورمان به پذیرش توافقهای هستهای سختگیرانهتر در دوره ترامپ هستند. هدف از این سیاست، جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای و محدودسازی نفوذ منطقهای این کشور است.
راهبردهای پیشروی ایران
هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و گستردهای در سطح منطقه و جهان داشته باشد. ایران برای مقابله با این تهدیدات میتواند از راهبردهای زیر بهره گیرد:
دیپلماسی فعال: تهران میتواند با استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک و تقویت همکاریهای بینالمللی، محاسبات اسرائیل و آمریکا را مختل کرده و هزینههای هرگونه اقدام نظامی را افزایش دهد. این راهبرد میتواند از طریق گسترش روابط با کشورهای همسایه و قدرتهای جهانی به خصوص چین دنبال شود.
تقویت قدرت بازدارندگی: ایران میتواند با نمایش بخشی از توان موشکی و دفاعی خود که تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است، پیام روشنی به دشمنان ارسال کند. این اقدام میتواند بهعنوان عامل بازدارندهای در برابر هرگونه محاسبه اشتباه از سوی اسرائیل و آمریکا عمل کند.
تهدیدات اسرائیل علیه تاسیسات هستهای ایران بیش از آن که بیانگر تصمیمی قطعی باشد، بخشی از جنگ روانی و راهبرد فشار علیه تهران است. با این حال، تحولات منطقهای و فشارهای بینالمللی شرایط پیچیدهای را به وجود آورده است. ایران میتواند با اتخاذ سیاستهای هوشمندانه در حوزههای دیپلماتیک و نظامی، محاسبات دشمن را تغییر داده و از امنیت و ثبات خود دفاع کند. ولی مهم ترین نکته این است که الان باید محاسبات دستگاه های تصمیم ساز دشمن را تغییر داد تا گزینه حمله به تاسیسات هسته ای ایران به کلی از روی میز آن ها حذف شود.همانطور که رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند، تغییر معادلات به نفع ایران نیازمند اقداماتی دقیق و راهبردی در عرصههای مختلف است. در این شرایط، قدرت بازدارندگی و دیپلماسی فعال میتوانند بهعنوان دو محور کلیدی برای حفظ امنیت و تقویت جایگاه ایران در منطقه عمل کنند.
دیدگاه ها