
گفتوگو با دکتر جوزف کراس، استاد علوم سیاسی از چک که طی ۱۵ سال اخیر، ۱۸ بار به کشورمان سفر کرده علاقه خاصی به فرهنگ، تاریخ و غذاهای ما دارد و ماجراجوییهای جذابی هم در گوشه کنار ایران داشته است
فائزه مهاجر - روزنامه خراسان/ ایران با تنوع اقلیمی و زیستی کم نظیرش، همچنین وجوه تاریخی و فرهنگی شگفتانگیزش در فهرست برترین کشورهای جهان قرار دارد. این برتریها نه فقط در میراث ماندگار ما، بلکه در سبک زندگی ایرانی هم جلوهگر شده است؛ جلوه هایی که شاید برای خودمان عادی باشد، اما برای گردشگرانی که به ایران سفر میکنند، جلوهای منحصربهفرد و فراموش نشدنی دارد. دکتر کراس، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ماساریک جمهوری چک یکی از آن افراد است. او که ۱۵ سال پیش، برای اولین بار به ایران سفر کرد؛ هرگز فکرش را نمیکرد که ایران به خانه دومش تبدیل شود؛ اما حالا خرید بلیت پرواز به ایران جزو خریدهای روتین هرسالهاش شود. بهدنبال علاقه ویژهای که این پژوهشگر و استاد دانشگاه به کشورمان دارد؛ با او همکلام شدیم تا از ایران و ایرانی بگوید. نظرات امثال ایشان از این نظر مهم است که آدمها وقتی سالها در یک سبکزندگی هضم شدهاند وجوه متفاوت آن چندان به چشمشان نمیآید و برای همین میتوان ایران را در آینه نظرات افرادی چون دکتر کراس بهتر شناخت.
باید بارها به ایران سفر کرد
دکتر کراس با بیان اینکه تخصصش ایران است و در مورد سیاست داخلی کشور ما و نقش آن در خاورمیانه مطالعه میکند؛ درباره اولین سفرش به ایران گفت: «حدود ۱۵ سال پیش در سال ۲۰۰۹ برای اولین بار به ایران آمدم. از همان بار اول متوجه این نکته شدم که این کشور چقدر خاص و منحصر به فرد است. نه فقط از نظر علوم سیاسی که تخصص من است بلکه بیشتر به دلیل پیشینه فرهنگی و تاریخی بسیار عظیمش، طبیعت فوقالعادهای که دارد و مهمتر از همه مردم مهربان و با محبتش. دیدگاهی کاملا متفاوت با آنچه در اخبار و رسانههای غربی میبینید و میشنوید و به دلیل اینکه این کشور آن قدر باعظمت است من متوجه شدم که یک بار دیدن ایران به هیچ وجه کافی نیست و باید بارها و بارها به ایران سفر کرد تا بتوان بخشی از این عظمت را درک کرد. اگر بخواهم دلیل علاقهام به این کشور را نام ببرم، نمیتوانم فقط یک چیز بگویم. ترکیبی از دلایل و عوامل است. میتوانم بگویم اول مردم، دوم فرهنگ، سوم طبیعت و چهارم غذا. و با وجود اینکه بارها و بارها به مکانهای مختلف ایران رفتهام، هنوز از چیز های جدید و تجربیات جدید لذت میبرم.»

مناطقی از کشورتان را دیدم که خود ایرانیها کم رفتهاند
وقتی با او صحبت میکردم شور و اشتیاق سفر به ایران کاملاً در کلامش پیدا بود، از او پرسیدم چند بار به ایران آمده و کدام مناطق و شهرها را از نزدیک دیده است؟ پاسخش جالب بود: «صادقانه بگویم دیگر شمارش از دستم خارج شده است. به طور تخمینی ۱۷، ۱۸ بار. من به مناطق و شهرهای بسیاری در ایران سفر کردهام، مناطقی که حتی خود ایرانیها هم ممکن است به آن جا سفر نکرده باشند. من به استان بلوچستان سفر کردهام، دشت لوت را از نزدیک دیدهام، به جزیره زیبای قشم رفتهام و بسیاری دیگر از مناطق زیبای این کشور پهناور را سفر کردهام. من به فرهنگ ایران علاقه زیادی دارم و به نظرم برای هر اروپایی این فرهنگ بسیار جالب و همزمان عجیبوغریب است. البته فضای حرم را هم خیلی دوست دارم بهخصوص در زمان مراسمهای مذهبی. راستی به روز عاشورا خیلی علاقه دارم و گردهمایی مردم به صورت گروههای مذهبی در خیابانها و شهرهای بزرگ خیلی برای من جالب است. به فیلمهای ایرانی خیلی علاقه دارم و به نظرم بسیاری از آنها از کیفیت بالایی برخوردار هستند. در نهایت موسیقی محلی و رقصکردی را هم خیلی دوست دارم.»

دردسرهای سفر به ایران زیاد است
دوست داشتم بدانم از نظر یک پژوهشگر علوم سیاسی که حوزه مطالعاتش خاورمیانه است چه تفاوتی میان ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه وجود دارد؛ کراس معتقد است: «تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد. این تفاوت از میراث فرهنگی و تاریخی غنیتر ایران میآید، از جامعه چند قومیتی که باعث تنوع زیادی در عادتهای ملی، فولکلور و فرهنگ دارد. این تفاوت به دلیل تنوع اقلیمی، محیطی و برخورداری از مناظر طبیعی میآید که به طور منطقی بر طبیعت مردم تأثیر میگذارد و ذهنیت مردم هم به لطف این تنوع متفاوت است؛ البته خود مردم هم این تنوع را دوست دارند و به آن افتخار میکنند. اما متاسفانه ورود به ایران آسان نیست. در چند سال گذشته روند ویزا برای ما بسیار غیردوستانه بوده است. شما به راحتی میتوانید بدون هیچ مانعی به دبی، عمان یا قطر سفر کنید اما شرایط در ایران بسیار متفاوت است. این مشکل تا حدی ناشی از خود دولت است و تا حدی از سمت جامعه بینالمللی است که از تحریمها علیه کشور استفاده میکند و شرایط و راحتی سفر برای خارجیها را بسیار پیچیده میکند. منظورم مواردی مانند نبود امکان استفاده از کارتهای بانکی بینالمللی برای هرگونه پرداخت و عدم امکان دریافت کارت بانکی ایرانی است. مواردی دیگر مانند فیلترینگ و نبود دسترسی کامل و پرسرعت به اینترنت، نیاز به خرید سیمکارت محلی به جای استفاده از سیمکارت مجازی برای مسافرت و ... .»
تعارف ایرانیها گیج کننده است
این استاد علوم سیاسی با بیان اینکه به نظرم گشادهرویی و مهماننوازی ایرانیان بسیار جالب توجه و از زیباییهای فرهنگ ایرانی است؛ درباره تفاوت سبک زندگی مردم چک و ایران میگوید: «ایرانیان در مواجهه با افراد بسیار گرم برخورد میکنند. آنها میتوانند با افراد غریبه با آرامش کامل و به صراحت صحبت کنند. از دیگر وجوه قابل توجه در فرهنگ ایرانی که من خیلی آن را دوست دارم، نقش پررنگ غذا در زندگی اجتماعی روزمره است. در مورد وجوه منفی، مفهوم تعارف در فرهنگ ایرانی میتواند برای یک خارجی گیجکننده باشد و بعضی وقتها فهمیدن اینکه یک ایرانی واقعا چه میخواهد یا به چه چیزی نیاز دارد خیلی دشوار است. این روش غیرمستقیم و مؤدبانه برقراری ارتباط ممکن است برای مدتی خوشایند باشد اما در عینحال میتواند دردسر ساز هم باشد. من فکر میکنم حتی برای خود ایرانیان هم بعضی اوقات سخت و چالش برانگیز باشد که به خاطر فرهنگ تعارف نتوانند منظور واقعی طرف مقابل را متوجه شوند. برایم جالب است که شباهتهایی هم میان مردم ایران و چک وجود دارد که مهمترینش بدون شک حس شوخطبعی است. مردم کشور چک در نوع خاصی از شوخطبعی بسیار مهارت دارند که ما آن را طنز سیاه مینامیم. جک ساختن در مورد موقعیتهای بسیار ناراحتکننده و حتی ناگوار، جک ساختن در مورد رنجهای آدمها و شرایط ناخوشایندی که با آن روبه رو هستند، درباره مشکلات و بدبختیهایی که پیش میآید، نه لزوما برای دیگران حتی برای خودشان. به نظرم این نوع رفتار در میان مردم چک و مردم ایران بسیار رایج است. یکی دیگر از مصادیق حس شوخ طبعی، محبوبیت زیاد انیمیشن پتومت در ایران است. همان طورکه میدانید پتومت محصول کشور من است و در این جا هم خیلی محبوب است. واقعاً به نظر میرسد که ما یکدیگر را درک میکنیم.»

بزرگ ترین ماجراجویی من صعود به دماوند است
برای یک خارجی سفر به ایران با خاطرات زیادی همراه است. از جوزف خواستم در مورد جذابترین خاطراتش بگوید: «خاطرات زیادی وجود دارد. من پیادهروی در طبیعت را خیلی دوست دارم. بازدید از دشت کویر و دشت لوت هیجانانگیزترین و عاشقانهترین تجربه تمام عمرم بود. همیشه تنوع غذا، نژاد، معماری و مناظر طبیعی در ایران برایم فوقالعاده لذتبخش بوده است. آنچه به شدت به بقیه پیشنهاد میکنم، بازدید از جزیره قشم است، تجربه بینظیری خواهد بود البته نه در فصل تابستان و هوای داغ آن زمان. در نهایت بزرگترین ماجراجویی ورزشی من صعود به قله دماوند بود. باید اعتراف کنم اصلا کار آسانی نبود اما اندروفین بعد از آن باعث لذت از کسب این موفقیت میشود.»
غذای مورد علاقه من قرمهسبزی و ماهیچه است
سئوال مشترک ما ایرانیها در مواجه با افرادی از کشورهای دیگر موضوع غذاست؛ بد نیست نظر دکتر کراس را هم دراین باره بخوانیم: «من به غذاهای ایرانی علاقه زیادی دارم، اگرچه ترجیح می دهم تندتر باشد، اما این ترجیح ذهنی من است. علاوه بر کباب کوبیده، غذای مورد علاقه من قورمهسبزی و ماهیچه است و از طرفداران پر و پا قرص هر چیزی با بادمجان هستم، چه پخته شده باشد چه کباب شده باشد و یا با هر روشی دیگری طبخ شده باشد. برنج ایرانی بهترین برنج دنیاست. من معمولاً در سفرهایم به ایران یک بسته بزرگ میخرم و با خود به خانه میآورم البته هنوز در پختن آن حرفهای نشدهام اما دارم روی آن کار میکنم و بهتر و بهتر میشوم.»

تماشای دربی در آزادی تجربه بینظیری بود
از جوزف درباره اینکه چقدر فارسی بلد است و آیا دوستان ایرانی هم دارد پرسیدم که گفت: «به نظرم بهتر است در مورد اینکه چطور میتوانم فارسی صحبت کنم و چقدر فارسی میدانم این طور بگویم که دانش من بسیار ابتدایی است و برای کارهای روزمره و مکالمه مفید است. من میتوانم در خیابانها مسیر را بپرسم، میتوانم در رستوران سفارش بدهم، میتوانم تاکسی بگیرم و هزینه را پرداخت کنم و اینجور چیزها. وقتی در ایران سخنرانی میکنم، این کار را به زبان انگلیسی انجام میدهم. درضمن، من چند کلمه ناسزا هم بلدم که هواداران فوتبال در بازی پرسپولیس و استقلال در ورزشگاه آزادی به من یاد دادند. من توانستهام یک بار در ورزشگاه آزادی حضور یابم و دربی پرسپولیس و استقلال را از نزدیک تماشا کنم. تجربه بینظیری بود، ورزشگاه کاملا پر بود. ۱۰۰ هزار نفر آن جا بودند. من و دوستم از سه ساعت قبل از شروع بازی آن جا بودیم که باز هم دیر بود. در بالاترین قسمت ورزشگاه در بخش طرفداران استقلال بودم و جایی برای نشستن نبود اما به محض اینکه فهمیدند من خارجی هستم جایی برای نشستن به من دادند. در مورد دوستان ایرانی، از آنجا که ۱۵ سال است که به ایران سفر میکنم، دوستان زیادی در مناطق مختلف کشور پیدا کردهام. سعی میکنم از طریق فضای مجازی با آنها در ارتباط باشم و در صورت حضور در ایران تمام تلاشم را میکنم تا دوباره حضوری با آنها ملاقات کنم. بسیاری از آنها با من دوست صمیمی هستند و من را به منزل خود میبرند، اقوامشان را میشناسم و مانند یکی از اعضای خانواده آنها شدهام. من هم این شانس را داشتهام که در چک میزبان آنها باشم و این جا اوقات بسیار خوبی باهم گذراندهایم.»
دوست دارم چندوقتی در ایران زندگی کنم
کنجکاوم بدانم آیا جوزف بعد از این همه علاقه به کشورمان، دوست دارد در اینجا زندگی کند یا نه؟ «بستگی به موقعیت شغلی دارد. به طور کلی درآمد در جمهوری چک چندین برابر ایران است. بهخصوص در چند سال اخیر که قیمت ریال به یورو کاهش یافته است. اما مسئله فقط درآمد نیست، هزینهها هم مهم هستند. در کشور من همه چیز گرانتر است، به خصوص خدمات رستوران ها، حمل و نقل، آرایشگاهها، سینماها، هتل ها، سفر به اطراف کشور... در کنار اینها مسکن یک مسئله خیلی بزرگ است. قیمت املاک و اجاره به قدری بالاست که برای جوانان و خانوادههای جوان بسیار دشوار است. اما یک تفاوت مهم وجود دارد. در این جا ۹۹ درصد زنان کار میکنند و سهمی از خرجومخارج خانه به عهده آنهاست. در مورد زندگی در ایران بله مطمئنا، چرا که نه. البته نه برای بقیه عمرم، اما میتوانم تصور کنم که برای یک یا دو سال در ایران زندگی کنم، کار کنم، همکاریهای آکادمیک را توسعه دهم و مهارتهای فارسی خود را بهبود بخشم. اما من نمیخواهم برای همیشه کشور خودم را ترک کنم».

تصور مردم چک از ایران!
موضوعی که ذهنم را مشغول کرده این است که مردم چک چهقدر کشور ما را میشناسند. دکتر کراس میگوید: «متاسفانه آشنایی کمی وجود دارد. بیشتر مردم چک برای شناسایی ایران روی نقشه هم مشکل دارند. برخی آن را به دلیل مشابهت اسمی با عراق اشتباه میگیرند. آنهایی هم که آشنایی مختصری دارند، ایران را عمدتاً بهواسطه محتوای رسانههای غربی به عنوان یک کشور مشکلساز برای جامعه بین المللی میشناسند که از روسیه در جنگ اوکراین حمایت میکند و تلاش میکند بمب هستهای بسازد. تنها بخش کوچکی از مردم از میراث فرهنگی و تاریخی غنی و پیچیدگی سیاست در خاورمیانه آگاه هستند.»
دیدگاه ها