
برخلاف نام بیماری شان، دنیایشان اصلا عجیب و غریب نیست. مثل خیلی از آدمهای عادی، دستهایشان پر از مهربانی است و گوشه لبخندهایشان زندگی جا خوش کرده است. با همه رنجشان از بیماری، روشنی را در تار و پود زندگی می جویند و سقف آرزوهایشان هنوز بی انتهاست.
بهاره موفقی- روزنامه خراسان/به گزارش خراسان رضوی، روز جهانی ایدز بهانه ای شد تا به یکی از مراکز مشاوره بیماری های رفتاری و عفونی در خیابان فلسطین مشهد مراجعه و با افراد مبتلا به اچآیوی گفت و گو کنیم.
فشار اجتماعی بر مبتلایان اچ آی وی؛ کشنده تر از ایدز
مردی حدودا ۴۰ ساله با گونه های استخوانی و فرورفته وارد مرکز میشود و توسط مسئولان مرکز به داخل اتاق راهنمایی میشود. مجید خودش را بلورساز معرفی میکند که در یکی از نقاط حاشیه شهر ساکن است. وقتی از او میخواهم درباره تجربه خود از این بیماری بگوید، درحالی که دستانش را درهم قلاب کرده است، میگوید: «۱۲ سال پیش در زندان از من یک آزمایش گرفتند که بعد متوجه شدم که به اچ آی وی مبتلا شده ام. اول هم قبول نمی کردم و به مرکزی که معرفی شدم هم نرفتم. بعد از دو سال حالم به قدری بد شد که کاهش وزن شدیدی داشتم و نمیتوانستم اصلا راه بروم طوریکه با پتو مرا به بیمارستان آوردند و گفتند ۸۸ درصد امکان فوت دارد». او درباره مواجهه خانواده اش با این موضوع می گوید: «خانواده خودم طوری بودند که جای خواب و قاشقی را که غذا میخوردم، جدا کردند؛ طوری بود که دیگر به خانه نمی آمدم. اما بعد از مشاوره که متوجه شدند از طریق خون منتقل میشود، رفتارهایشان بهتر شد. البته حتی خودم اسم این بیماری را که اول شنیدم، قبول نمیکردم. بار روانی آن اذیتم میکند و از خود بیماری بیشتر عذابم می دهد».
بعد از ابتلا، فرزندانم گاز را باز کرده بودند تا بمیرم!
در اتاق باز میشود و این بار مرد حدودا ۷۰ساله ای در چارچوب در ظاهر میشود. آنطور که خودش میگوید راننده تریلی است. همانطور که چشمان بی فروغش را به نقطه ای نامعلوم دوخته است، کلماتش را از سر خستگی این گونه بر زبان می آورد: «همسرم بیماری سختی گرفت و وزنش از ۹۰ کیلو به ۲۵ کیلو رسیده بود. درنهایت حدود پنج سال پیش فوت کرد. آن موقع بود که متوجه ابتلای او به این بیماری شدیم. من هم مبتلا هستم و فرزندانم میگفتند من باعث بیماری مادرشان شده ام. باور نمیکنید چه کارهایی با من کردند؛ در خانه خواب بودم و گاز اجاق را باز کرده بودند تا من بمیرم. الان با فرزندانم ارتباطی ندارم و فقط یک دختر دیگر در خانه دارم که طبقه بالاست و یخچال و... همه چیز برایش گذاشته ام و او را جدا کرده ام.» کمی از تنهایی هایش برایم حرف میزند و اینکه دوست دارد دوباره ازدواج کند، اما با وجود بیماری اش این کار برای او سخت و دشوار شده است.

روایت تلخ پرستاری که به اچ آی وی مبتلا شد
زنی میانسال با چهره ای پر از مهربانی وارد اتاق میشود. سرصحبت را که با او باز میکنم، میگوید: ۶۵ ساله هستم و سال ۱۳۷۵ زمانی که در یکی از بیمارستانها به عنوان پرستار مشغول به کار بودم، بعد از جراحی بیماران باید وسایل را میشستم، بعد از مدتی مرتب تب میکردم و آن موقع پزشکان تشخیص نمیدادند. تا اینکه متوجه ابتلایم به این بیماری شدم و این خبر مثل بمب در بیمارستان منفجر شد.» درحالی که ذهنش را به خاطره ای دور گره زده است، با بغض میگوید: «بیمارستان من را در بخش سردخانه گذاشته بودند و پرسنلی که آن همه من را دوست داشتند و مثل خواهر و برادر بودیم، دیگر با من حرف نمیزدند. حتی نمیتوانستم وارد آبدارخانه شوم. مسئول آن زمان گفتند اگر کاری هست این خانم را در سردخانه بگذارید و من را در زیرزمینی گذاشتند. یک هفته نشد که برای ازکارافتادگی اقدام کردم.» یک باره بغض میکند و اشکهایش سرازیر میشود و ادامه میدهد:« تا زمانی که در بیمارستان کار میکردم از نظر اجتماعی تحت فشار بودم و من را آزار می دادند، اما خدا را شکر خانواده ام برخورد بدی با من نداشتند.»
تجربه ابتلا به اچ آی وی
مرد جوان موهای بلندش را از پشت بسته است. در حالی که رنگ لاک ناخن هایش توجهم را جلب میکند ، متوجه میشوم آرایش ملایمی هم روی صورتش نشسته است. کلماتش آهنگین و لحن گفتارش زنانه است. وقتی با او سر صحبت را باز میکنم، متوجه میشوم ترنس است. از چگونگی ابتلایش به اچآیوی می پرسم. ابتدا کمی سکوت میکند، سپس می گوید: «سعید هستم و ۲۴ سال دارم. دو سال است که متوجه ابتلایم به این بیماری شدم؛ آن زمان من با فردی ۳ سال در رابطه بودم. برای همین موضوع را با او درمیان گذاشتم تا او هم آزمایش بدهد، اما تست او منفی بود و با من هم
رابطه اش را تمام کرد.» مسئول پیشگیری از بیماری های آمیزشی و هپاتیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در میان صحبتهایش اشاره میکند: «آزمایش اولیه هم گاهی منفی می شود.» سپس سعید ادامه می دهد:«روزهای سختی را تجربه کردم طوریکه هر روز به مرکز می آمدم تا با دکتر صحبت کنم و آرام شوم. خانواده ام هم خبر ندارند. یک روز خانواده ام مرا تعقیب کردند و برایشان شک برانگیز بود که من هر روز صبح کجا میروم. الان فکر میکنند من هپاتیت دارم.» از او سوال میکنم، آیا دوستانش هم مبتلا به این ویروس هستند یا نه، می گوید: «یکی از دوستان من که او هم ترنس است، یک روز حالش خیلی بد شد و من او را به دکتر آوردم چون رابطه های پیاپی زیادی داشت. از طرفی هم یکی از افرادی که با او رابطه داشته خودش به دوستم گفته است که مبتلا به این ویروس بوده است.» وقتی میخواهم درباره مشکلاتش از زمان ابتلا به این ویروس بگوید، آهی میکشد و میگوید: هیچ وقت زندگی من آن زندگی قبلی نخواهد شد. حتی من برای عمل بینی که رفتم خیلی اذیت شدم چون بیشتر پزشکان وقتی متوجه میشدند که مبتلا به این ویروس هستم، عمل من را قبول نمیکردند. دستکش های آنتی ویروس میخواستند که قیمت گرانی دارد و اوایل سال ۱۴۰۲ که عمل کردم قیمت آن ۵ یا ۶ میلیون بود که میگفتند باید سه تا چهار جفت هم خریداری کنم.»
۷۰ درصد موارد انتقال از راه ارتباط جنسی!
علی حسین پور، مسئول پیشگیری از بیماریهای آمیزشی و هپاتیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در این بازدید میدانی با ما همراه است، او با اشاره به اینکه راههای انتقال ویروس HIV یا ایدز، خونی، جنسی و مادر به فرزند است و ضمن تاکید بر اینکه این بیماری را نباید وصل به شخصیت افراد کنیم، درباره آمار مبتلایان به اچ آی وی در سطح دانشگاه علوم پزشکی مشهد میگوید: ۱۰۶۳ نفر اچ آی وی مثبت زنده هستند. ۵۳۵ نفر از این تعداد شناسایی شده اند و ۴۰۳ نفر دارند درمان میشوند. امسال ۵۰ نفر مبتلا به اچ آی وی شناسایی کردیم. وی می افزاید: حدود ۲۵ سال پیش ۷۰ تا ۸۰ درصد مبتلایان معتادان تزریقی بودند الان در موارد جدید در سال ۱۴۰۳ دقیقا برعکس شده و ۷۰ درصد مبتلایان از طریق روابط جنسی مبتلا شده اند و در استان ما کمتر از سه درصد موارد از طریق تزریق بوده است. درواقع، هر سال موارد ابتلا از طریق تزریق کم می شود. درحال حاضر از ابتدای شناسایی ویروس HIV آمار تجمعی ۵۵ درصد از طریق تزریق، حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد روابط جنسی و تعدادی ناشناخته است و راه انتقال را نگفته اند یا مراجعه نکرده اند.
ابتلای ۴۰ درصد زنان به اچ آی وی از طریق همسرشان
دکتر حسین پور با اشاره به این که در کشور ۳۵ درصد آمار ناشناخته داریم (راه انتقال را افراد اعلام نکرده اند) که این میزان برای ما ۲۰ تا ۲۱ درصد است، بیان می کند: در ترنس ها ۵ یا ۶ سال پیش هیچ موردی نداشتیم و در دو تا سه سال اخیر تعداد ۳ تا ۴ نفر مثبت داشتیم. وی می افزاید: ما رابطه جنسی را به ترنس و... تفکیک نمیکنیم، چون مرکز ما مشاوره است و هر چه فرد بگوید برای ما قابل پذیرش است و کنکاش نمیکنیم، مگر اعتمادش جلب شود و بگوید. درنتیجه ممکن است آمار قابل استنادی نباشد. حسین پور خاطر نشان میکند: حداقل ۴۰ درصد خانم ها از طریق همسرشان مبتلا شده اند.
دیدگاه ها