فارسی
«گردنزنیِ» زبان فارسی به سبک نمایش خانگی
گفتوگوی خراسان با دکتر اسماعیل امینی، استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره واکاوی آسیب های کاربرد واژههای بیگانه در کلام و متن
صدور گواهینامه های ۲ زبانه برای نخستین بار در کشور
رئیس مرکز صدور گواهینامه پلیس راهور فراجا، از آغاز صدور گواهینامههای ۲ زبانه (فارسی و لاتین) برای نخستین بار در کشور خبر داد.
مشترکات زبان فارسی و آلبانیایی/گزارش جدید حمید معصومینژاد از رم
خبرنگار مشهور ساکن ایتالیا به کمک همکار خانم آلبانیایی خود این ویدیو را ضبط کرد
احیای خط فارسی در کشاکش ایران و روسیه
گفتوگوی خراسان با دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد ادبیات فارسی و مدیر قطب علمی فردوسیشناسی درباره سفر اخیر هیئتی از استادان ایرانی به تاجیکستان و ارزیابی وضعیت زبان و خط فارسی در این کشور
زادروز نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی گرامی باد
علی اسفندیاری (۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸) که به نام نیما یوشیج شناخته میشود، بنیانگذار شعر نوین و ملقب به «پدر شعر نو فارسی» است.
به زبان آوردن کلینشیت ممنوع است!
استفاده از یک واژه جدید فارسی به جای «کلینشیت» موردتوجه قرار گرفته است.
۱۱۰۰ سال شعر فارسی در وصف بانوی دوعالم
گفت و گوی خراسان با رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر سرشناس ادبیات که از قدمت «شعر فاطمی» و نقش ناصر خسرو، سنایی و عطار در آن سخن می گوید
خراسان، کانون تأثیرگذار در مناسبات آسیا
لغتنامه دهخدا که مرجع سترگ شرح کلمات زبان فارسی است، درباره معنای خراسان میگوید: «خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاور زمین است. این اسم در اوایل قرون وسطی به طور کلی بر تمام ایالات اسلامی که در سمت خاور کویر لوت تا کوه های هند واقع بودند، اطلاق میگردید و به این ترتیب تمام بلاد ماوراءالنهر را در شمال خاوری به استثنای سیستان و قهستان در جنوب شامل میشد.
پررنگ شدن جعلیات ادبی و کمرنگ شدن شاعرانگی در زندگیهایمان باعث شد تا در گفتوگو با دکتر سعید حسام پور استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز از دلایل و پیامدهای دور شدن سبک زندگی از ادبیات فارسی بپرسیم
دنیای رمزآلود استاد استعارهها
به بهانه نام گذاری اول بهمن ماه بهعنوان روز بزرگداشت خاقانی نگاهی گذرا به آثار و سبک شعری او داشتهایم.تصور کنید وسط قلعهای مستحکم ایستادهاید؛ دیوارهای بلند و برجهای سر به فلک کشیده آن، ورود به دنیای اسرارآمیزش را تقریباً غیرممکن میسازد. این همان حسی است که در برخورد اول با شعرهای معماگونه خاقانی به ما دست میدهد؛ اما وقتی چراغی به دست میگیریم و در تاریکخانه استعارهها و معانی واژگانش جستوجو میکنیم، متوجه میشویم که خاقانی از هر تصویر، چندین و چند استعاره و تصویر بدیع بیرون میکشد و دنیایی پس از دنیای دیگر را رو در روی ما قرار میدهد. او به هر چیزی که در اطراف خود نگاه میکند، آن را یکی از واژگان اسرارآمیز دنیای شعر میبیند و تصاویر بینظیری خلق میکند.